فصل اول: خرافات
خرافه چیست؟
از همین منظر، مفهوم «خرافه» معنا پیدا میکند. خرافه همان چیزی است که در بیرون هیچ واقعیتی ندارد، ولی ذهنِ انسان به خطا آن را واقعی میپندارد.
انسان—از پیر تا جوان، و از بیسواد تا تحصیلکرده—وقتی در مواجهه با ابهام، ترس و مشکلاتِ لاینحل قرار میگیرد، اگر نتواند حقیقت را کشف کند، مغزش برای رهایی از اضطراب، به «ساختنِ تصویر خیالی» پناه میبرد. او طلسمی را روی کاغذ میکشد، سنگِ عجیبی را به گردن میآویزد، یا مفهومِ زیبای «دعا» را به یک تجارتِ کثیف تبدیل میکند و همهی اینها در ذهن او رنگ واقعیت میگیرد. در حالی که این اعمال در جهان بیرون هیچ اثرِ تکوینی ندارند، اما احساسِ روانیِ او بهطور موقت آن را تأیید میکند و به او آرامشِ دروغین میدهد. خرافه دقیقاً از همان نقطهای متولد میشود که عقلِ انسان از شناخت واقعیت بازمیماند و ذهن، خسته و مستأصل، به آغوشِ خیالپپردازی پناه میبرد.
در این تعریف، متوجه میشویم که «ماوراء» با «خرافه» تفاوت جوهری دارد. ماورایِ واقعی ممکن است حقیقتی ناشناخته باشد که هنوز تبیینِ دقیقِ آن کامل نشده است (مثل اثرِ ارتعاشیِ کلمات در دعا، نیروی مخربِ روانی در حسادت و چشمزخم، یا تأثیر ذکر بر فرکانسهای مغزی و آرامش روح)؛ اما خرافه، خیالِ محض و بدونِ پایه و اساس است.
ماوراء را باید هدایت کرد و معنا داد، اما خرافه را باید نقد کرد و با بیرحمی زدود. مرزِ تشخیصِ میان این دو، «شناختِ عقلی» و «اذنِ الهی» است. آنچه خداوند به بشر نشان داده و عقل آن را تأیید میکند، «ماورای واقعی» است، و آنچه بشر بدون تکیه بر علم و وحی از پیشِ خود بافته است، «خرافهی موهوم» است.
ریشهیابی خرافه در نگاه فیلسوفِ بزرگ، علامه طباطبایی (ره)
برای درکِ عمیقترِ مکانیزمِ خرافهسازی در ذهن انسان، هیچچیز رساتر از تحلیلِ موشکافانهی فیلسوف و مفسرِ بزرگِ قرآن، حضرت علامه طباطبایی (ره) نیست. ایشان با نگاهی روانشناختی و فلسفی، ریشهی خرافات را اینگونه کالبدشکافی میکنند:
در یک نگاه کلی، باورها و عقایدی که انسان برای خود انتخاب میکند دو دسته است:
۱. افکار نظری: که مستقیماً به عمل ربطی ندارند (مثل ریاضیات یا علوم ماوراءالطبیعه). راه تشخیصِ درستیِ این افکار، فقط و فقط «علم و یقینِ» حاصل از برهانِ عقلی یا حس است.
۲. افکار عملی: که مستقیماً با رفتار ما سر و کار دارند (مثل اینکه چه کاری خوب است و چه کاری بد؟). راهِ اثباتِ درستیِ این افکار «تجربه» است؛ یعنی باید ببینیم آیا آن عمل واقعاً سعادت انسان را تأمین میکند یا به شقاوت او منجر میشود.
علامه با ظرافت میفرمایند: «در قسم اول، اعتقاد به چیزی که به حقانیتِ آن “علم” نداریم، و در قسم دوم، اعتقاد به چیزی که “نمیدانیم” خیر است یا شر، از مصادیقِ بارزِ خرافات است.»
اما چرا انسانی که فطرتاً به دنبال علتهای واقعی است، تسلیمِ خرافه میشود؟ علامه پاسخ را در غلبهی احساسات بر عقل میدانند:
«عواطف درونی و احساسات باطنیِ انسان—که عمدهی آن “خوف و رجاء” (ترس و امید) است—همواره خیال او را تحریک میکند تا تأثیر پارهای از خرافات را بپذیرد. قوه خیال در ذهنِ انسان صورتهایی هولانگیز یا امیدوارکننده ترسیم میکند. مانند انسانی که در بیابانی تاریک و بیکران، تنها مانده است. در آن ظلمات که هیچ نور و مایه دلگرمیای وجود ندارد، خیالِ او شروع به تصویرسازی میکند. سایهها را به شکل موجوداتی در حال رفتوآمد، صعود به آسمان یا نزول به زمین میبیند. این تصاویر آنقدر در ذهنش تکرار میشود تا نقش میبندد. بعدها همین صحنههای خیالی را با ترس و دلهره برای دیگران نقل میکند و آن ترس را به دیگران هم سرایت میدهد. قضيه دهانبهدهان میچرخد و منتشر میشود، در حالی که ریشهی تمامِ اینها جز یک “خیالِ واهی” در یک شبِ تاریک نبوده است!» .( المیزان ج1 ص423)
قاعدهی طلاییِ تشخیص خرافه
با این توضیحاتِ راهگشا و زیبای علامه طباطبایی، میتوانیم به یک قاعدهی روشن و کاربردی برسیم که موتورِ محرکِ ما در این فصل خواهد بود:
«اعتقاد به و انجام دادنِ امری که نمیدانیم آیا واقعاً ریشه در حقیقت دارد یا نه، و هیچ برهان عقلی، علمی یا شرعی برای اثبات آن نداریم، دقیقاً ورود به وادیِ خرافه است.»
با همین تقسیمبندیِ دقیق، ما وارد بخش اصلی کتاب میشویم. در این فصل، قرار است با ذرهبینِ عقل و دین، به سراغِ آن دسته از امورِ به ظاهر «ماورایی» برویم که بر اساسِ تفسیرِ فوق، کوچکترین ریشهای در واقعیت ندارند. پدیدههایی که نه کارِ خدا هستند، نه کارِ شیاطین، و نه حتی ریشه در قوانینِ پنهانِ طبیعت دارند؛ بلکه صرفاً محصولِ ترسها، امیدهای واهی، خطاهای شناختی ذهنِ بشر، و البته کلاهبرداریِ شیادانی هستند که از این تاریکیِ ذهن، نهایتِ سوءاستفاده را میبرند.
بیایید چراغها را روشن کنیم و به سراغِ کالبدشکافیِ مصادیق این خرافات برویم.
انتشار کلیه صفحات و مطالب سایت موسسه اسم اعظم بدون لینک سایت جایز نیست
جهت دریافت نسخه pdf کتاب با 50% تخفیف اینجا کلیک کنید.