فصل سوم: امور ماورائی شیطانی
فصل سوم: امور ماورائی شیطانی
مقدمه
انسان از دیرباز، شیفتهی کشف رازهای سربهمهر و سرک کشیدن به پشت پردهی این جهان مادی بوده است. عطشِ دانستنِ نادانستهها و دستیابی به قدرتهای فرابشری، همواره او را به سوی عالم غیب کشانده است؛ اما عالم ماوراء، سرزمینی یکدست و بیخطر نیست. در این گسترهی بیکران، دو مسیر کاملاً متفاوت وجود دارد: مسیر نور و مسیر تاریکی.
مرز امور ماورائی الهی و شیطانی
برای ورود به عالم ماوراء، مرز بسیار ظریف اما تعیینکنندهای وجود دارد که تفاوت میان کمال و سقوط را رقم میزند. امور ماورائی «الهی»، دستاوردهایی هستند که در سایهی بندگی خالصانه، تقوا و اطاعت از فرامین الهی به دست میآیند. در این مسیر، انسان به دنبال قدرتنمایی نیست، بلکه با صیقل دادن روح خود در چارچوب شریعت، خداوند درهایی از حکمت و کرامات را به روی او میگشاید.
اما در نقطه مقابل، امور ماورائی «شیطانی» قرار دارند. مراد از این امور، هرگونه دانش، عمل یا ارتباطی در عالم ماوراء است که «شارع مقدس» (خداوند و اولیای دین) انسان را از ورود به آنها نهی کرده است. سحر، جادو، طلسمات، احضار ارواح، تسخیر و ارتباط با اجنه، همگی در این دسته جای میگیرند. در اینجا، انسان به جای بندگی خدا، برای رسیدن به مقاصد خود (خواه انتقام، خواه ثروت و یا قدرت)، دست به دامن نیروهای تاریک و شیاطین میشود. مرز میان این دو، تنها یک چیز است: «پایبندی به شریعت». هر جا که برای دستیابی به امری خارقالعاده، نیاز به شکستن حریمهای الهی، انجام محرمات یا ارتباط با موجودات سفلی باشد، ما با یک پدیده ماورائی شیطانی روبهرو هستیم.
واقعیت داشتن امور ماورائی شیطانی
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور میشود اسلام به این دلیل سحر و ارتباط با اجنه را حرام کرده که این امور خرافه و خیالات هستند. برعکس! دین مبین اسلام واقعیت داشتن این امور را میپذیرد. سحر میتواند در زندگی افراد اختلال ایجاد کند و اجنه نیز موجوداتی واقعی در کنار ما هستند؛ اما دقیقاً به دلیل همین واقعیت داشتن و خطرات سهمگین آنهاست که اسلام با شدت تمام در برابر آنها ایستاده است.
اما چرا نهی شدید؟
دلیل اول، آسیبهای ویرانگر روانی و جسمی است. ورود به عالم اجنه و استفاده از طلسمات، مانند باز کردن دروازههای یک قلعه به روی لشکری از دشمنان نامرئی است. انسان با پای خود وارد میدانی میشود که قوانینش را نمیشناسد و در نهایت، به جای آنکه مسلط بر اوضاع باشد، به بازیچهای در دست شیاطین تبدیل میشود که نتیجهاش افسردگیهای عمیق، جنون، بیماریهای ناشناخته و فروپاشی خانوادههاست.
دلیل دوم و مهمتر، آسیبهای اعتقادی و از دست رفتن سرمایه ابدیت است. شیاطین هیچ خدمتی را رایگان انجام نمیدهند. بهای آنها برای همکاری در امور سحر و جادو، گرفتن «ایمان» انسان است. فردی که به سحر و جادو روی میآورد، عملاً از قدرت مطلق خداوند ناامید شده و به نیروهای تاریک پناه برده است. این یعنی شرک عملی. پیشوایان معصوم ما با شدیدترین لحنها از این فاجعه پرده برداشتهاند؛ چنانکه در کلامی تکاندهنده از امام علی (علیهالسلام) میخوانیم:
«مَنْ تَعَلَّمَ شَيْئاً مِنَ السِّحْرِ قَلِيلاً أَوْ كَثِيراً فَقَدْ كَفَرَ وَ كَانَ آخِرُ عَهْدِهِ بِرَبِّهِ…» (وسائل الشیعة، ج۱۷، ص۱۴۸).
کسی که چیزی از سحر بیاموزد، کم یا زیاد، کافر شده است و این پایان عهد و ارتباط او با پروردگارش است.
این روایت به روشنی نشان میدهد که ورود به این وادی، خط قرمزی است که عبور از آن، به قیمت قطع کامل ارتباط بنده با خالق و سقوط در دره کفر تمام میشود. در امور ماورائی شیطانی، هدف وسیله را توجیه نمیکند؛ حتی اگر کسی با نیت خیر (مثلاً برای گشایش بخت یا درمان بیماری) به سراغ جادوگران برود، باز هم در این منجلاب گرفتار خواهد شد، چرا که تاریکی را نمیتوان با تاریکی شست.
در این فصل، قصد داریم با نگاهی واقعبینانه و به دور از خرافات، به بررسی چند مورد از خطرناکترین مصادیق این اموربپردازیم و راههای مصونیت و درمان شرعی آنها را مرور کنیم تا در برابر این آسیبهای پنهان، سپری از آگاهی و ایمان داشته باشیم.