موسسه اسم اعظم | بزرگترین و معتبرترین فروشگاه ادعیه مستند حرز امام جواد (علیه السلام)

ماهیت و عملکرد: مکانیسم اثرگذاری سحر

ماهیت و عملکرد: مکانیسم اثرگذاری سحر

برای بسیاری این سوال مطرح است که سحر دقیقاً چیست و چگونه می‌تواند زندگی یک فرد را از راه دور به هم بریزد؟ آیا جادوگر با خواندن چند کلمه، قوانین جهان هستی را تغییر می‌دهد؟

در پاسخ باید گفت سحر، خرق عادت و شکستن قوانین الهی نیست، بلکه استفاده از «قوانین پنهانِ» جهان مادی و ارتباط با موجودات نامرئی (شیاطین و اجنه) برای تأثیرگذاری بر دیگران است.

امام صادق (علیه‌السلام) در تشبیهی بسیار زیبا و دقیق، مکانیسم سحر را به علم طب تشبیه کرده و می‌فرمایند:

«إِنَّ السِّحْرَ عَلَى وُجُوهٍ… وَ وَجْهٌ آخَرُ مِنْهُ إِقْدَامُ الشَّيَاطِينِ… بِمَنْزِلَةِ الطِّبِّ كَمَا أَنَّ الْأَطِبَّاءَ وَضَعُوا لِكُلِّ دَاءٍ دَوَاءً فَكَذَلِكَ عِلْمُ السِّحْرِ احْتَالُوا لِكُلِّ صِحَّةٍ آفَةً»[1] (الإحتجاج، ج۲، ص۳۴۰).

(سحر بر چند نوع است… و نوعی از آن به کارگیری شیاطین است… سحر به منزله علم طب است؛ همان‌گونه که پزشکان برای هر دردی دارویی ساخته‌اند، ساحران نیز برای هر سلامتی‌ای، آفتی اندیشیده‌اند.)

همان‌طور که یک سمِ شیمیایی با ورود به بدن، سیستم عصبی را فلج می‌کند، سحر نیز نوعی «سم» است که از طریق تصرف در تخیل و امواج منفی و دخالت شیاطین، بر ذهن، هاله انرژی، روان و حتی جسم انسان اثر می‌گذارد. این تأثیرگذاری عمدتاً از دو طریق رخ می‌دهد:

  • تصرف در ادراک و تخیل (سحر العیون): در این حالت، جادوگر واقعیت را تغییر نمی‌دهد، بلکه دستگاه ادراکی فرد را مختل می‌کند. فرد چیزهایی می‌بیند یا احساساتی پیدا می‌کند که وجود خارجی ندارند. ایجاد نفرت‌های ناگهانی میان زن و شوهر (سحر تفریق) از این دست است. ناگهان مرد چهره همسرش را زشت می‌بیند یا زن بوی بدی از همسرش استشمام می‌کند. این‌ها تصرفات شیاطین در قوه خیال است.
  • تأثیر واقعی بر جسم و روان (سحر تأثیری): در این نوع، شیاطین مأمور می‌شوند تا با ایجاد فشارهای عصبی، انسداد در مسیرهای انرژی بدن و اختلال در خواب، فرد را به بیماری‌های جسمی (سحر تمریض) یا افسردگی‌های حاد مبتلا کنند. دردهای بی‌دلیل که پزشکان هیچ منشأ جسمی برای آن پیدا نمی‌کنند، گاه ریشه در این مداخلات دارند.

۲. تفاوت بنیادین طلسمات شیطانی با حرزهای شرعی

یکی از خطرناک‌ترین دام‌های جادوگران، پنهان شدن پشت نقاب دین است. آن‌ها طلسمات خود را با نام «دعا» می‌فروشند. اما چگونه می‌توان تفاوت میان یک «طلسم شیطانی» و یک «حرز و دعای شرعی» را تشخیص داد؟ این تفاوت، تفاوت میان نور و ظلمت است.

  • منبع قدرت: در حرزهای شرعی (مانند حرز امام جواد علیه‌السلام)، انسان با تلاوت آیات قرآن و اسماء الهی، خود را در پناه قدرت نامتناهی خداوند قرار می‌دهد. قدرت از آنِ خداست و دعا، تنها حلقه اتصال است. اما در طلسمات شیطانی، جادوگر از شیاطین و اجنه کافر کمک می‌گیرد و در واقع، در برابر آن‌ها کُرنش می‌کند تا خواسته‌اش را عملی کنند.
  • ساختار و ظاهر: حرزهای شرعی جملاتی روشن، قابل فهم، توحیدی و سرشار از مضامین عالی هستند. در مقابل، طلسمات پر از اَشکال عجیب، حروف مقطعه‌ی بی‌معنا، اعداد نامفهوم و نمادهای شیطانی هستند که اغلب برای رمزگشایی و فراخوانی شیاطین استفاده می‌شوند.
  • ابزار فعال‌سازی: این شاید مهم‌ترین تفاوت باشد. برای فعال شدن یک حرز شرعی، نیاز به طهارت، وضو، رو به قبله بودن و نیت پاک است. اما طلسمات شیطانی اغلب نیازمند «هتک حرمت» هستند. ساحران برای جلب رضایت شیاطین، از نجاسات (خون، مردار و…) استفاده کرده و گاه آیات قرآن را با نجاسات می‌نویسند یا وارونه می‌خوانند! شیاطین تنها در صورتی به جادوگر خدمت می‌کنند که او از دایره بندگی خدا خارج شده و به مقدسات توهین کند.

یک داستان روایی:

در روایات آمده است که زنی خدمت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) رسید و عرض کرد: ای رسول خدا، همسرم با من تندخویی می‌کرد، من چیزی (سحری) برای او درست کردم تا او را با خود مهربان کنم!

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به شدت برآشفتند و فرمودند:

«أُفٍّ لَكِ كَدَّرْتِ دِينَكِ لَعَنَتْكِ الْمَلَائِكَةُ الْأَخْيَارُ لَعَنَتْكِ مَلَائِكَةُ السَّمَاءِ لَعَنَتْكِ مَلَائِكَةُ الْأَرْضِ» (بحار الأنوار، ج۷۶، ص۲۱۱).

(وای بر تو! دینت را تیره و تار کردی. فرشتگان نیکوکار تو را لعنت کردند، فرشتگان آسمان تو را لعنت کردند، فرشتگان زمین تو را لعنت کردند.)

زن با شنیدن این سخن، توبه کرد و روزها را به روزه و شب‌ها را به عبادت پرداخت.

این روایت به وضوح نشان می‌دهد که حتی اگر هدف ظاهراً مثبت باشد (مهربان کردن همسر)، استفاده از ابزار شیطانی (سحر)، ساختار اعتقادی فرد را ویران می‌کند. طلسمات شیطانی، انسان را در زندانی از انرژی‌های تاریک محبوس می‌کنند، در حالی که حرز شرعی، زرهی از نور است که بر تن مؤمن پوشانده می‌شود تا از تیرهای زهرآگین شیاطین در امان بماند. خداوند در قرآن قاعده‌ی کلی این تقابل را چنین بیان می‌فرماید:

«إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» (النحل: ۹۹).

(بی‌گمان، او [شیطان] بر کسانی که ایمان آورده‌اند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند، هیچ تسلطی ندارد.)

[1]  سَأَلَ اَلزِّنْدِيقُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِيمَا سَأَلَهُ فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلسِّحْرِ مَا أَصْلُهُ وَ كَيْفَ يَقْدِرُ اَلسَّاحِرُ عَلَى مَا يُوصَفُ مِنْ عَجَائِبِهِ وَ مَا يَفْعَلُ قَالَ إِنَّ اَلسِّحْرَ عَلَى وُجُوهٍ شَتَّى وَجْهٌ مِنْهَا بِمَنْزِلَةِ اَلطِّبِّ كَمَا أَنَّ اَلْأَطِبَّاءَ وَضَعُوا لِكُلِّ دَاءٍ دَوَاءً فَكَذَلِكَ عِلْمُ اَلسِّحْرِ اِحْتَالُوا لِكُلِّ صِحَّةٍ آفَةً وَ لِكُلِّ عَافِيَةٍ عَاهَةً وَ لِكُلِّ مَعْنًى حِيلَةً وَ نَوْعٌ مِنْهُ آخَرُ خَطْفَةٌ وَ سُرْعَةٌ وَ مَخَارِيقُ وَ خِفَّةٌ وَ نَوْعٌ مِنْهُ مَا يَأْخُذُ أَوْلِيَاءُ اَلشَّيَاطِينِ عَنْهُمْ قَالَ فَمِنْ أَيْنَ عَلِمَ اَلشَّيَاطِينُ اَلسِّحْرَ قَالَ مِنْ حَيْثُ عَرَفَ اَلْأَطِبَّاءُ اَلطِّبَّ وَ بَعْضُهُ تَجْرِبَةٌ وَ بَعْضُهُ عِلاَجٌ قَالَ فَمَا تَقُولُ فِي اَلْمَلَكَيْنِ هَارُوتَ وَ مَارُوتَ وَ مَا يَقُولُ اَلنَّاسُ بِأَنَّهُمَا يُعَلِّمَانِ اَلنَّاسَ اَلسِّحْرَ قَالَ إِنَّهُمَا مَوْضِعُ اِبْتِلاَءٍ وَ مَوْقِفُ فِتْنَةٍ تَسْبِيحُهُمَا اَلْيَوْمَ لَوْ فَعَلَ اَلْإِنْسَانُ كَذَا وَ كَذَا لَكَانَ كَذَا وَ لَوْ يُعَالِجُ بِكَذَا وَ كَذَا لَصَارَ كَذَا أَصْنَافَ سِحْرٍ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يَخْرُجُ عَنْهُمَا فَيَقُولاَنِ لَهُمْ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَأْخُذُوا عَنَّا مَا يَضُرُّكُمْ وَ لاَ يَنْفَعُكُمْ قَالَ أَ فَيَقْدِرُ اَلسَّاحِرُ أَنْ يَجْعَلَ اَلْإِنْسَانَ بِسِحْرِهِ فِي صُورَةِ اَلْكَلْبِ أَوْ اَلْحِمَارِ أَوْ غَيْرِ ذَلِكَ قَالَ هُوَ أَعْجَزُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَضْعَفُ مِنْ أَنْ يُغَيِّرَ خَلْقَ اَللَّهِ إِنَّ مَنْ أَبْطَلَ مَا رَكَّبَهُ اَللَّهُ وَ صَوَّرَهُ غَيْرَهُ فَهُوَ شَرِيكٌ لِلَّهِ فِي خَلْقِهِ تَعَالَى عَنْ ذَلِكَ عُلُوّاً كَبِيراً لَوْ قَدَرَ اَلسَّاحِرُ عَلَى مَا وَصَفْتَ لَدَفَعَ عَنْ نَفْسِهِ اَلْهَرَمَ وَ اَلْآفَةَ وَ اَلْأَمْرَاضَ وَ لَنَفَى اَلْبَيَاضَ عَنْ رَأْسِهِ وَ اَلْفَقْرَ عَنْ سَاحَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ أَكْبَرِ اَلسِّحْرِ اَلنَّمِيمَةَ يُفَرَّقُ بِهَا بَيْنَ اَلْمُتَحَابَّيْنِ وَ يُجْلَبُ اَلْعَدَاوَةُ عَلَى اَلْمُتَصَافِيَيْنِ وَ يُسْفَكُ بِهَا اَلدِّمَاءُ وَ يُهْدَمُ بِهَا اَلدُّورُ وَ يُكْشَفُ بِهَا اَلسُّتُورُ وَ اَلنَّمَّامُ أَشَرُّ مَنْ وَطِئَ عَلَى اَلْأَرْضِ بِقَدَمٍ فَأَقْرَبُ أَقَاوِيلِ اَلسِّحْرِ مِنَ اَلصَّوَابِ أَنَّهُ بِمَنْزِلَةِ اَلطِّبِّ إِنَّ اَلسَّاحِرَ عَالَجَ اَلرَّجُلَ فَامْتَنَعَ مِنْ مُجَامَعَةِ اَلنِّسَاءِ فَجَاءَ اَلطَّبِيبُ فَعَالَجَهُ بِغَيْرِ ذَلِكَ اَلْعِلاَجِ فَأَبْرَأَ .

زنديق از امام ششم در ضمن پرسشهايش گفت:بمن بگو مايه جادو چيست‌؟چگونه جادوگر كارهاى شگفت آور تواند؟فرمود:جادو بچند راه مى‌شود؟يكى چون پزشكى كه بر اثر دارو است در جادوگرى هم براى هر دردى درمانى بدست آوردند،يكى نيرنگ و فريب است،يكى تردستى و سرعت در كار است يكى هم بكمك ياران شيطانيست،گفت:ديوها از كجا جادو آموختند؟فرمود:از آنجا كه پزشكان پزشكى آموختند،برخى بآزمودن و برخى به انديشه و علاج. گفت چه گوئى در باره دو فرشته:هاروت و ماروت و آنچه مردم گويند كه آنها جادو بآدمى ياد ميدادند؟فرمود:آنها براى آزمودن بشر بودند و تسبيحشان اين بود كه آدمى امروز چنين و چنان كند چنين خواهد شد،و اگر با فلان چيز عمل كند چنين خواهد شد و هم رشته‌هاى ديگر جادو را ميگفتند و مردم از آنها ياد ميگرفتند،و هر دو ميگفتند بمردم«همانا ما وسيله آزمايشيم از ما ياد بگيريد آنچه زيانتان دارد و سود ندارد»گفت:جادوگر ميتواند بجادو آدمى را سگ يا الاغ كند يا جز آن‌؟ فرمود:او ناتوانتر است از اين كار و از اينكه آفرينش خدا را دگرگون سازد،كسى كه چنين كند در آفرينش شريك خدا تعالى باشد و خدا بخوبى از آن برتر است،اگر جادوگر چنين توانائى داشت از خود پيرى و درد و بيمارى را دور ميكرد و سفيدى را از سر و فقر را از خانه‌اش ميزدود. و راستى يك جادوى بزرگ همان سخن چينى است كه دوستان را از هم ببرد و ياران صميمى را دشمن هم كند،خونريزد و خانه ويران كند و پرده‌ها بدرد، سخن‌چين بدتر كسى است كه بر زمين گام نهد،بهتر تعريف جادو اينست كه چون پزشكى است جادوگر با مرد كارى كند كه از مجامعت زن دور افتد و پزشك ميتواند آن را درمان كند.