۶. توسل به اولیای الهی
۶. توسل به اولیای الهی
انسان موجودی محدود است که در حصار زمان، مکان و ماده گرفتار شده و از سوی دیگر، آرزوها و نیازهایش بینهایت است. وقتی این موجود محدود میخواهد با خداوندِ نامحدود، قادرِ مطلق و خالقِ هستی ارتباط برقرار کند و از اقیانوس بیکرانِ قدرت او بهرهمند شود، به یک «رابط»، «پُل» یا «کانالِ اتصال» نیاز دارد.
همانطور که برای استفاده از برقِ یک نیروگاه عظیم، نمیتوانید مستقیماً دست به کابلهای فشار قوی بزنید و نیازمند ترانسفورماتور و سیمکشیهای واسطه هستید تا این انرژی عظیم به شکلی قابل دریافت به خانه شما برسد، برای دریافت فیوضاتِ سنگین الهی نیز به واسطههایی نیاز داریم که از یکسو متصل به منبعِ بینهایتِ حق باشند و از سوی دیگر، همجنسِ ما انسانها روی زمین قدم برداشته باشند. اینجاست که مفهوم شکوهمند «توسل» شکل میگیرد.
توسل، به معنای شرک یا پرستشِ واسطهها نیست؛ بلکه دقیقاً در راستای توحید و استفاده از کلیدهایی است که خود خداوند برای باز کردن درهای رحمتش معرفی کرده است. قرآن کریم با صراحتِ تمام، مؤمنان را به پیدا کردن و استفاده از این واسطهها فرمان میدهد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» (المائدة: ۳۵).
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا پروا کنید و برای تقرب به او، وسیلهای بجویید».
«وسیله» در این آیه، هر آن چیزی است که انسان را به خدا نزدیک میکند؛ اما در بالاترین و کاملترین مصداق خود، موجوداتی هستند که به مقام قربِ مطلق رسیدهاند. حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) در تبیین جایگاه خود و اهلبیت در نظام آفرینش، با بیانی خیرهکننده میفرمایند:
«نَحْنُ وَسِيلَتُهُ فِي خَلْقِهِ وَ نَحْنُ خَاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ» (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج ۱۶، ص ۲۱۱).
«ما اهلبیت، وسیله ارتباطِ خداوند در میان آفریدگانش هستیم، و ما خاصانِ درگاه او و جایگاه قدس و پاکی او میباشیم».
اهلبیت؛ تجلی عالیترین نامهای خدا (الأسماء الحسنی)
یکی از زیباترین و عمیقترین مفاهیم قرآنی در بحث ارتباط با خدا، توجه به «اسم های نیکوی پروردگار» است. خداوند در قرآن دستور میدهد که او را با این اسماء بخوانیم تا درهای استجابت باز شود:
«وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها» (الأعراف: ۱۸۰).
«و زیباترین اسمها اختصاص به خدا دارد، پس او را با آن اسماء بخوانید».
اما آیا منظور از «الأسماء الحسنی» (اسم های نیکوتر)، صرفاً کلماتی مثل رحمان، رحیم، رزاق و غفار است که ما بر زبان جاری میکنیم؟ کلمات، تنها حروفی اعتباری هستند. نامِ واقعیِ خدا، آن «حقیقتی» است که صفتِ خدا را در عالم نشان میدهد. اگر خدا «رحیم» است، باید موجودی در عالمِ هستی باشد که بالاترین تجلیِ رحمت خدا باشد. اگر خدا «علیم» است، باید آینهای در جهان وجود داشته باشد که علم بینهایتِ الهی در آن منعکس شده باشد.
در مکتب شیعه، این آینههای تمامنمایِ صفات الهی، همان ارواح مطهر اهلبیت (علیهمالسلام) هستند. آنها کلماتِ زنده و نامهای اعظمِ خداوندند که در میان انسانها راه میروند. امام صادق (علیهالسلام) در پردهبرداری از این رازِ بزرگِ هستی میفرمایند:
«نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِي لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا» (الكافي، ج ۱، ص ۱۴۳).
«به خدا سوگند، ما همان نامهای نیکوی خداوند (الأسماء الحسنی) هستیم که خداوند هیچ عملی را از بندگان نمیپذیرد مگر با شناختِ ما».
بنابراین، وقتی خداوند میفرماید: «فَادْعُوهُ بِها» (مرا با آن اسم ها بخوانید)، یعنی در زمان سختیها، گرههای کورِ زندگی و بنبستهای مادی، به سراغِ تجلیِ اعظمِ این نامها بروید. وقتی به امام حسین (علیهالسلام) متوسل میشویم، در واقع داریم خداوند را از کانالِ «رحمتِ واسعه»اش صدا میزنیم و وقتی به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) پناه میبریم، در حالِ خواندنِ خداوند از دریچه «قدرت و یداللهی» او هستیم. آنها آینههایی پاک و بیغبارند که وقتی رو به خورشیدِ خدا قرار میگیرند، نور و گرمای او را به سمت ما بازتاب میدهند.
توسل در سیره و سبک زندگی علمای بزرگ
شاید برخی تصور کنند که «توسل» و گره زدنِ دل به پنجره فولاد یا ضریحِ ائمه، مختصِ عوامِ مردم است و هرچه انسان از نظر علمی و عقلی رشد کند، از این واسطهها بینیاز شده و مستقیماً با خودِ خدا مناجات میکند! این یک توهمِ بزرگ است. بررسی سیره بزرگترین نوابغ، فلاسفه، مراجع تقلید و عارفانِ شیعه نشان میدهد که آنها هرچه در اقیانوس علم و توحید عمیقتر میشدند، «عطشِ توسل» در وجودشان بیشتر شعلهور میشد. آنها میفهمیدند که بدون دستگیریِ این واسطههای فیض، هیچکس نمیتواند حتی یک قدم در مسیر کمال یا حل مشکلات بردارد.
علامه طباطبایی، فیلسوف و مفسر بینظیر معاصر که با تفسیر «المیزان» جهانی را متحیر کرد، در اوج قلههای توحید، رفتاری عاشقانه و سراسر نیاز با اهلبیت داشت. روزه خود را در ماه رمضان با بوسه بر در و دیوار حرم حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) افطار میکرد و معتقد بود تمامِ گشایشهای علمی و روحیاش محصولِ همین توسلات است.
آیتالله سید علی قاضی، آن عارفِ شگرف و استادِ بزرگِ اخلاق که قلههای مکاشفه را فتح کرده بود، همواره به شاگردانش میفرمود محال است کسی در مسیر معنویت و کمال به جایی برسد، مگر آنکه کشتیِ نجاتِ سیدالشهدا (علیهالسلام) او را پیش ببرد.
در سیره بزرگان، توسل یک «ابزارِ اورژانسی» برای روزهای بیماری و بیپولی نبود؛ بلکه یک «سبک زندگی» بود. حکیم بزرگ، بوعلی سینا، با وجود آن تسلط خیرهکننده بر علوم زمانه، اعتراف میکند که هرگاه در حلِ یک مسئله پیچیده علمی، فلسفی یا ریاضی به بنبست میرسید و ذهن قدرتمندش یاری نمیکرد، به مسجد جامع شهر میرفت، دو رکعت نماز میخواند و به درگاه خداوند و اولیای او متوسل میشد تا درهای فهم به رویش باز شود.
توسل، در واقع اعلامِ فقر و نداریِ مطلقِ ما در برابر غنای مطلقِ الهی است. ما با توسل به اولیای الهی به خداوند عرض میکنیم: «خدایا! منِ روسیاه با این دستهای خالی و قلبِ آلوده، هیچ اعتباری در درگاهِ تو ندارم؛ اما به حقِ این عزیزان که مقربِ درگاه تو هستند و آبروی عالمِ هستی به شمار میروند، نگاهی به من بینداز.» و خداوندِ مهربان که حیا میکند دستِ خالیِ کسی را که عزیزانش را شفیع قرار داده، رد کند، به برکتِ این «الأسماء الحسنی»، بارانِ رحمت، شفا و گشایشِ خود را بر سر و روی زندگیِ انسان میباراند.