مصداق دوم: ارتباط با اجنه
مصداق دوم: ارتباط با اجنه
ماهیت و قوانین عالم اجنه
بسیاری از انسانها گمان میکنند تنها ساکنان هوشمند کره خاکی هستند و زمین تنها برای جولان دادن نسل آدم خلق شده است. اما قرآن کریم پرده از رازی شگرف برمیدارد و ما را با همسایگانی ناپیدا آشنا میکند؛ موجوداتی که پیش از ما در این سیاره ساکن بودهاند و در همین عالم ماده و در کنار ما زندگی میکنند. این همسایگان پنهان، «جن» نام دارند.
واژه «جن» در ریشه لغوی خود به معنای «پوشیدگی و پنهان بودن» است. برای ورود به بحث ارتباط با این موجودات، ابتدا باید قوانین فیزیکی و متافیزیکی آنها را بشناسیم تا گرفتار توهمات و افسانههای ساختهی ذهن بشر نشویم.
۱. معماری خلقت: حضور در عالم ماده با کالبدی از آتشِ بیدود
یکی از تصورات اشتباه این است که گمان میشود اجنه در «بُعدی دیگر» یا جهانی موازی زندگی میکنند و موجوداتی کاملاً غیرمادی هستند. در حالی که اجنه نیز در همین عالم ماده زندگی میکنند و دارای جسم و جرم هستند، اما تفاوت بنیادین ما و آنها در مصالح ساختاری خلقتمان است.
کالبد انسان ریشه در خاک و مادهی چگال دارد، اما جسم جن از نوعی انرژی و حرارت خاص آفریده شده است. خداوند میفرماید: «وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ» (سوره الرحمن، آیه ۱۵). «مارج» شعلهای خالص و بدون دود است؛ چیزی شبیه به امواج متراکم انرژی. این ویژگی جسمی باعث میشود که بدن آنها به شدت لطیف باشد. به همین دلیل، با وجود داشتن جرم، در حالت عادی قابل رؤیت برای سیستم بینایی انسان نیستند و تأثیر و تأثری ملموس با ما ندارند. قرآن این قانونِ دیداری را چنین بیان میکند:
«إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ»
«او و دار و دسته اش شما را از آنجا که شما آنان را نمی بینید می بینند»(سوره اعراف، آیه ۲۷).
این آیه نشان میدهد که آنها ما را میبینند در حالی که ما آنها را نمیبینیم. این یک قانون تکوینی و یک سپر محافظتی است که خداوند برای آرامش روان انسان قرار داده است.
۲. اختیار، تکلیف و تفاوت بنیادین با ملائکه
اشتباه بزرگ دیگر، خلط کردن ماهیت «جن»، «فرشته» و «شیطان» است. فرشتگان موجوداتی نورانی هستند که نافرمانی ندارند، اما اجنه، درست مانند انسانها، دارای عقل، اراده و قدرت انتخاب هستند و به همین دلیل مکلف به تکالیف الهیاند:
«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» (سوره ذاریات، آیه ۵۶).
« و جن و انس را جز برای اینکه مرا بپرستند نیافریدیم؛»
قرآن با صراحت ابلیس را از جنیان میداند که به دلیل داشتن اختیار، نافرمانی کرد:
«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ» (سوره کهف، آیه ۵۰).
«و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. پس همه سجده کردند، جز ابلیس که از گروه جن بود، پس او از دایره فرمان پروردگارش بیرون رفت.»
خود آنها در قرآن اعتراف میکنند که:
«وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَداً» (سوره جن، آیه ۱۱).
« واینکه از ما برخی شایسته وبرخی غیر شایسته اند، [و] ما بر مذاهب گوناگون ومتفاوتی هستیم»
گروهی از آنها مؤمن و شیعه هستند، گروهی مسیحی یا یهودی، و گروهی دیگر کافر و شرورند که به این دسته از اجنهی کافر و طغیانگر، «شیاطین جن» گفته میشود.
3. برتری مرتبه وجودی انسان بر جن
خداوند متعال در نظام احسن آفرینش، موجودات را در مراتب و درجات مختلفی خلق کرده است. جنّیها به عنوان موجودات مختار، مانند انسانها دارای اراده و تکلیف هستند و در میان آنها هم صنف خوب و مؤمن و هم صنف بد و کافر وجود دارد. اما نکتهی بسیار مهم در شناخت مبانی عالم هستی این است که چه خوبِ جنیان و چه بدِ آنها، از نظر درجهی وجودی، نسبت به انسان در مرتبهی پایینتری قرار دارند.
انسان به دلیل آنکه خداوند از روح خویش در او دمیده است «وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» (سوره حجر، آیه ۲۹) به عنوان خلیفةالله و اشرف مخلوقات شناخته میشود و دارای ظرفیت وجودی و جامعیت نامتناهی است؛ در حالی که جنیان فاقد این گستردگی وجودی هستند. به همین دلیل، اگر انسانی بخواهد با جنیان ارتباط برقرار کند، در واقع از مقام والای انسانی خود تنزل کرده و برای همنشینی با موجودی پستتر، باید روح خود را پایین بیاورد و از کمالات انسانی چشمپوشی کند.
شهید مطهری (رحمهالله علیه) در تفسیر این مسئله میفرمایند:
«روی هم رفته جنیان نسبت به انسانها در درجهی وجودی پائینتری هستند. حال شما حساب کنید شیطانها که از جنیانِ پست هستند چه اندازه پائین میباشند و برای ارتباط با آنها چقدر باید روح را پست کرد.» (آشنایی با قرآن، ج۸، ص۳۱۴)
در کنار آیات الهی، روایات مستند اهلبیت (علیهمالسلام) نیز به روشنی مؤید این حقیقتاند که انسانِ کامل، قطب عالم امکان و معلم جنیان است و جنیان برای هدایت و یادگیری احکام خود، نیازمند انسانها (حجتهای الهی) هستند. این نیاز، خود نشاندهندهی برتری درجهی وجودی انسان است.
امام صادق (علیهالسلام) در روایتی به ارتباط جنیان مؤمن با ائمه برای یادگیری دین اشاره کرده و میفرمایند:
«إِنَّ إِخْوَانَكُمْ مِنَ الْجِنِّ يَأْتُونَّا فَيَسْأَلُونَّا عَنْ حَلَالِهِمْ وَحَرَامِهِمْ» (الكافي، ج۱، ص۳۹۴)
ترجمه: همانا برادران جنی شما نزد ما میآیند و از ما درباره حلال و حرام خود میپرسند.
نتیجهگیری:
قرار گرفتن انسان در جایگاه خلیفةاللهی ایجاب میکند که مسیر رشد و کمال خود را در ارتباط با مراتب بالاتر هستی (ذات اقدس الهی و فرشتگان از طریق تقوا و عمل صالح) جستجو کند. هرگونه تلاش برای تسخیر یا ارتباط با اجنه، نه تنها قدرت و کمالی برای انسان محسوب نمیشود، بلکه نوعی سقوط آزاد از جایگاه رفیع انسانیت به سطوح پایینترِ عالم ماده است. انسانی که میتواند با پرورش روح خود همنشین ملائکه الله شود، نباید با تنزل دادن درجهی وجودیاش، خود را درگیر عالم محدود جنیان کند.