دعایی برای دفع بلایا و نیز دفع خطر دشمنان، افزایش قدرت و موفقیت و نصرت الهی،استجابت در دعا و راحت شدن امور زندگی
متن روایت
- سید بن طاووس بر این دعا اسم دعای یمانی می گذارد و نقل می کند از عبد اللَّه بن عبّاس و عبد اللَّه بن جعفر كه
- روزى در خدمت حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب (عليه السّلام )حاضر بوديم كه امام حسن عليه السّلام داخل شد و به پدر خویش عرض کرد: يا امير المؤمنين مردى به درب خانه آمده و اذن مىطلبد كه بر شما داخل شود كه از او بوى مشك مىوزد.
- پس حضرت فرمود كه: او را اذن ده تا بیاید.
- پس مردى داخل شد عظيم الجثّه، خوش روى، خوش منظر و جوانى فاضل، فصيح زبانى كه بر او لباس پادشاهى بود و گفت: «السلام عليك يا امير المؤمنين و رحمة اللَّه و بركاته» بدرستى كه من مردي هستم از اقصى بلاد يمن و از اشراف عرب. از اولاد كسى كه منسوب به شما است و به تحقيق كه در عقب سر خود پادشاهى عظيم و نعمتى كامل را گذاردم و بدرستى كه من در راحت و زندگانى بسيار خوب و فراخ روزى و صاحب ثروت و املاك بسيار بودم كه بر من كارها دشوار و سخت شده است و زمانها مرا به تنگى مبتلا ساخته و از براى من دشمنى پركينه است كه بر من كار را دشوار نموده است و غلبه نموده است بر من به سبب بسيار اعوان و انصار خود و توانائى جماعت يارىكنندگان او و كثرت جمعيت او و به تحقيق كه بر من چاره كم شده است.
- و بدرستى كه من در شبى از شبها خوابيده بودم در خواب ديدم كه مرا شخصى آمد پس به من گفت:
- برخيز و بشتاب به سوى بهترين خلق خدا بعد از پيغمبر يعنى امير المؤمنين على بن ابى طالب (صلوات اللَّه عليهما و على آلهما) و از آن حضرت سؤال كن آنكه به تو دعائى را تعليم نمايد كه او را حبيب خدا و بهترين و برگزيده ترين خلق او محمّد بن عبد اللَّه (صلوات اللَّه عليه و آله) تعليم نموده است.
- پس بدرستى كه در آن دعا اسم اعظم خداست، پس آنگاه اين دعا را بر دشمن شديد العداوة خود بخوان.
- پس يا امير المؤمنين بيدار گشتم و متوجّه به كارى نگشتم تا آن كه به سوى تو آمدم و چهار صد غلام همراه دارم و خدا را و رسول او را و شما را شاهد مىگيرم به آنكه همگى ايشان آزادند و من ايشان را در راه خدا جلّت عظمته آزاد نمودم و يا امير المؤمنين از راهى دور و دراز و از شهرى بعيد نزد شما آمدهام و بدن من لاغر شده و جثه من باريك گشته است. پس يا امير المؤمنين به حق تفضّل تو و به حق پدرى و خويشى بر من منّت گذار و به من آن دعائى را تعليم نماى كه من در خواب ديدم و مرا آن شخص هاتف امر كرد به آنكه به سوى تو كوچ نمودم.
- سپس حضرت امير المؤمنين (عليه السّلام) فرمودند كه: چنين باشد ترا تعليم مى نمايم إن شاء اللَّه و دوات و كاغذى را طلب نمودند و از براى او اين دعا را نوشتند.
ابن عبّاس گفته كه پس بعد از آن حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به آن شخص فرمودند كه بايد تو اين دعا را حفظ كنى و خواندن اين را در هيچ روز ترك نكنى، پس بدرستى كه اميد دارم كه به شهر خود برسى در حالى كه خداى تعالى دشمن ترا هلاك كرده باشد.
پس شنيدم از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند:
اگر چنانچه شخصى اين دعا را به نيّتى خالص و درست و دلى زارىكننده بخواند، پس به كوهها امر كند آنكه با او براه افتند هر آينه آنها از مواضع خود حركت مىكنند و اگر بر دريا بخواند هر آينه بر آن راه مىرود.
پس آن مرد متوجّه به بلاد خود گرديد و بعد از چهل روز كتابتى از او به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام رسيد كه خداى تعالى دشمنان او را هلاك نمود به حدى كه در حوالى و بلاد او احدى از دشمنان او باقى نماند.
آنگاه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند كه: من اين را مىدانستم و هر آينه كه مرا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خبر داده بود
و بر من امرى مشكل نشده و حال آنكه به بركت اين دعا آن امر بر من آسان شده باشد كه مذكور شد.
مهج الدعوات، ترجمه طبسی، صفحه 191
خلاصه خواص دعای سیفی کبیر
- دفع دشمن طبق درخواست راوی
- راحتی امور زندگی (و بر من امرى مشكل نشده مگر و حال آنكه به بركت اين دعا آن امر بر من آسان شده باشد)
- استجابت در دعا ( پس به كوهها امر كند آنكه با او براه افتند….)
- افزایش عزت و موفقیت و قدرت ( پس به كوهها امر كند آنكه با او براه افتند….)
- دفع بلا( نَجِّنِي مِنْ كُلِّ بَلَاءٍ)
- جلب نصرت الهی( وَ انْصُرْنِي وَ لَا تَخْذُلْنِي)
آداب و شرایط استفاده
- وضو داشتن و رو به قبله بودن در موقع نگارش حرز
- نوشتن صحیح و درست متن دعا
- داشتن اخلاص در نیت فرد همراه کننده
- همراه نمودن متن نوشته شده دعا
- احترام قلبی و داشتن اعتقاد نسبت به تاثیرات آن
- رعایت تقوای الهی و همسو شدن با دعا و حرز
- داشتن طهارت شخصِ همراه کننده در مواقع همراهی دعا
