موسسه اسم اعظم | بزرگترین و معتبرترین فروشگاه ادعیه مستند حرز امام جواد (علیه السلام)

مصداق دوم: سرکتاب؛ تحریفِ دانش ابجد و اعداد

مصداق دوم: سرکتاب؛ تحریفِ دانش ابجد و اعداد

۱. تحلیل روان‌شناختی: «توهم کنترل بر تقدیر از طریق فرمول‌های جادویی»

ریشه گرایش انسان به پدیده‌ای به نام «سرکتاب»، در نیاز غریزی به «امنیت» و «پیش‌بینی آینده» نهفته است. روان‌شناسی تبیین می‌کند که وقتی فرد در شرایط بحرانی (شکست عاطفی، بحران مالی یا بیماری) قرار می‌گیرد، دچار «درماندگی آموخته‌شده» می‌شود. در این حالت، ذهن به دنبال یک «نظم بیرونی» می‌گردد تا آشفتگی درونی‌اش را تسکین دهد.

فالگیران و مدعیان سرکتاب با استفاده از «محاسبات ابجد»، به این نیاز پاسخ کاذب می‌دهند. آن‌ها با تبدیل نام فرد و مادرش به عدد، یک «هاله علمی‌نما» (Pseudo-scientific aura) ایجاد می‌کنند. فرد تصور می‌کند چون «عدد» در میان است، پس با یک محاسبه دقیق و تخلف‌ناپذیر روبروست. این فرآیند باعث می‌شود «مسئولیت شخصی» فرد در قبال تصمیماتش حذف شده و به گردن «طالع» یا «بسته بودن بخت» بیفتد. این نوعی «مکانیسم دفاعی جابجایی» است که در آن فرد، علت ناکامی خود را به جای جست‌وجو در اشتباهات فردی یا علل طبیعی، در اعداد و حروفی می‌بیند که گویی بر سرنوشت او سایه انداخته‌اند.

۲. تحلیل تاریخی و علمی: «تفاوت ابجدِ معرفتی با ابجدِ پیشگویی»

از منظر تاریخی و علمی، حروف ابجد و دانش اعداد (جفر و رمل)، بخشی از علوم کهن بوده‌اند که در تمدن‌های اسلامی، فیثاغورثی و عبری سابقه دارند. در این دانش، معتقد بودند که عالم بر اساس هندسه و عدد بنا شده است. بزرگان و عارفانی در تاریخ اسلام بوده‌اند که از این دانش برای کشفِ لطایف متون یا استخراج برخی رموز استفاده می‌کردند؛ اما نکته کلیدی اینجاست: این علوم هرگز برای «پیشگوییِ روزمره» و «تجارتِ بخت‌گشایی» نبوده است.

آنچه امروزه به عنوان «سرکتاب» در بازار خرافات وجود دارد، نسخه‌ای به شدت تحریف شده و ساده‌انگارانه است. در علوم غریبه اصیل، محاسبات به قدری پیچیده و دارای شروط طهارت و تقواست که به تعبیر شیخ بهایی، دستیابی به حقیقت آن برای هر کسی ممکن نیست. اما خرافه‌سازان با تقلیل این دانش به چند جدول ساده (مانند طالع‌بینی ابجدی بر اساس بروج دوازده‌گانه)، آن را به یک ابزارِ فریب تبدیل کرده‌اند. از نظر علمی، هیچ رابطه آماری و منطقی میان «نام مادر» و «اتفاقات آینده» وجود ندارد. این جداولِ موجود در کتاب‌های بازاری (مانند مجمع‌الدعوات یا کلیات مستطاب)، فاقد اعتبار علمی و تجربی هستند و صرفاً بر پایه احتمالات کلی بنا شده‌اند که بر هر کسی صدق می‌کند (اثر فورر).

۳. تحلیل دینی و روایی: «مرز میان حقانیت حروف و بطلان پیشگویی»

در نگاه دینی، حروف ابجد دارای حقیقت هستند. در روایات ما، به یادگیری معنای ابجد توصیه شده است، اما نه برای فال‌گیری، بلکه برای درک توحید.

الف) ریشه حقانیت حروف:

امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی طولانی، معنای باطنی حروف ابجد را به صفات خدا و حقایق دینی پیوند می‌زنند. ایشان می‌فرمایند:

فَقَالَ … فَأَخْبِرْنِي أَيُّ شَيْءٍ مُبْتَدَأُ اَلْقُرْآنِ وَ أَيُّ شَيْءٍ مُؤَخَّرُهُ قَالَ مُبْتَدَؤُهُ بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ وَ مُؤَخَّرُهُ أَبْجَدْ قَالَ مَا تَفْسِيرُ أَبْجَدْ قَالَ اَلْأَلِفُ آلاَءُ اَللَّهِ وَ اَلْبَاءُ بَهَاءُ اَللَّهِ وَ اَلْجِيمُ جَمَالُ اَللَّهِ وَ اَلدَّالُّ دِينُ اَللَّهِ وَ إِدْلاَلُهُ عَلَى اَلْخَيْرِ هَوَّزْ اَلْهَاوِيَةُ حُطِّي حُطُوطُ اَلْخَطَايَا وَ اَلذُّنُوبِ سَعْفَصْ صَاعاً بِصَاعٍ حَقّاً بِحَقٍّ فَصّاً بِفَصٍّ يَعْنِي جَوْراً بِجَوْرٍ قَرَشَتْ سَهْمُ اَللَّهِ اَلْمُنْزَلُ فِي كِتَابِهِ اَلْمُحْكَمِ

گفت … ابتداى قرآن و انتهاى آن چيست فرمود ابتداى آن « بِسْمِ‌ اَللّٰهِ‌ اَلرَّحْمٰنِ‌ اَلرَّحِيمِ‌» است و آخر آن(ابجد)است گفت تفسير ابجد چيست‌؟ فرمود الف آلاء و نعمتهاى خدا است و باء بها الله و جيم جمال الله و دال دين الله و راهنمائى خدا است به خير و نيكى(هوز)هاويه است(حطى)از بين رفتن گناهان و خطاها است (سعفص)يك من به يك من و يك پيمانه به يك پيمانه يك نگين به يك نگين يعنى هر طور باشد معادل همان.(قرشت)سهم خدا است كه در كتاب محكم او تعيين شده.(  بحار الأنوار ,  جلد۹  ,  صفحه۳۳۵ )

نکته: این روایت نشان می‌دهد ابجد یک مسیر «معرفتی» برای شناخت خداست، نه ابزاری برای اینکه بدانیم فلان شخص به ما می‌رسد یا نه!

ب) بطلانِ اعتماد به سرکتاب و طالع‌بینی:

اسلام به شدت با این امر که انسان سرنوشت خود را به دست «محاسبات ستاره‌ای و حروفی» بسپارد مخالف است. بیایید دوباره روایت مهم از امیرالمومنین علیه السلام رو مرور کنیم:

امیرالمؤمنین (ع) در مسیر جنگ نهروان، وقتی با پیشگوییِ یک منجم (که بر اساس حساب و کتابِ خود از شکست امام خبر می‌داد) روبرو شدند، فرمودند:

«أَتَزْعَمُ أَنَّكَ تَهْدِي إِلَى السَّاعَةِ الَّتِي مَنْ سَارَ فِيهَا صُرِفَ عَنْهُ السُّوءُ؟ وَ تُخَوِّفُ مِنَ السَّاعَةِ الَّتِي مَنْ سَارَ فِيهَا حَاقَ بِهِ الضُّرُّ؟ فَمَنْ صَدَّقَكَ بِهَذَا فَقَدْ كَذَّبَ الْقُرْآنَ!»

ترجمه: «آیا گمان می‌کنی تو به ساعتی راهنمایی می‌کنی که هر کس در آن حرکت کند بلا از او دور می‌شود؟ و از ساعتی می‌ترسانی که هر کس در آن روانه شود ضرر او را فرا می‌گیرد؟ پس هر کس تو را در این ادعا تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده است!»[1]

نتیجه‌گیری بخش:

سرکتاب باز کردن، سوءاستفاده از نام «علوم غریبه» و «ابجد» است. حقیقتِ این علوم (اگر هم باقی مانده باشد) در نزد خواص و با اهداف متعالی است، اما آنچه میان مردم رواج دارد، خرافه‌ای است که با آمیختنِ «عدد» و «دین»، اراده انسان را سلب کرده و دکانِ شیادی باز می‌کند. اعتماد به این برآوردهای ابجدی برای تصمیمات زندگی، نه تنها عقلانی نیست، بلکه طبق کلام امام علی (ع)، نوعی پشت کردن به توکل و آموزه‌های قرآنی است.

[1] نهج‌البلاغه، خطبه 79

 

Big news weekly newsletter
Big news weekly newsletter
Get a helpful email every week by subscribing to our newsletter!
You can cancel your membership at any time!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

19 + دو =