بهره گیری های ممنوعه از اجنه
بهره گیری های ممنوعه از اجنه
جهان آفرینش بر پایهی نظم و مرزهای تکوینی و تشریعیِ دقیقی استوار است. خداوند انسان را خلیفهی خود در زمین قرار داد و به او مقامی بخشید که حتی فرشتگان مقرب مأمور به تکریمِ او شدند. در این نظامِ احسن، هرگونه تلاش برای عبور از مرزهای تعیینشدهی الهی و پناه بردن به موجوداتی در رتبهی وجودیِ پایینتر (مانند اجنه) برای کسب قدرت یا آگاهی، نوعی تنزلِ مقام و «بهرهگیری ممنوعه» تلقی میشود. این ارتباطات که در طول تاریخ بشر همواره با هالهای از رازآلودگی و فریب همراه بوده، از منظر دین مبین اسلام نهی شده است؛ چرا که نه تنها گرهی از کار انسان باز نمیکند، بلکه او را در شبکهای از توهم، شرک و تباهی گرفتار میسازد.
دو مصداق بارز، خطرناک و پرکاربرد از این بهرهگیریهای ممنوعه، «کِهانت» و «سِحر» است که در ادامه به واکاویِ دقیق ماهیت و سازوکار آنها میپردازیم.
۱. کِهانت
تجارت فریب و استراق سمع شیاطین
عطشِ سیریناپذیرِ انسان برای آگاهی از آینده و دستیابی به اسرارِ پنهان، همواره بازارِ مکاران و مدعیان را گرم نگه داشته است. «کِهانت» در اصطلاح به معنای غیبگویی و پیشگوییِ حوادث آینده با ادعای ارتباط با ارواح، اجنه و شیاطین است. کاهن کسی است که مدعی است واسطهای میان عالم نامرئی و انسانهاست و میتواند پرده از آینده بردارد. اما حقیقتِ این اخبار چیست و از کجا نشأت میگیرد؟
سازوکار کهانت
طبق مبانی مسلمِ قرآنی و روایی، جنیان و شیاطین به هیچ وجه دارای «علم غیب» نیستند. علم غیب مطلق، مختص ذات اقدس الهی است و تنها به اذن او در اختیار پیامبران و اولیای برگزیده قرار میگیرد (سوره جن، آیات ۲۶ و ۲۷). از این رو بسیاری از آنچه در ظاهر «غیبگویی» به نظر میرسد، در حقیقت بهرهگیری از تواناییهای طبیعی جنیان است، نه دسترسی به علم غیب.
جنیان به دلیل ویژگیهایی که در خلقت آنان نهاده شده است ـ مانند سرعت بسیار در جابهجایی، قدرت حرکت در فواصل طولانی در زمانی کوتاه و توانایی پنهان بودن از دید انسان ـ میتوانند در مدت کوتاهی اطلاعاتی از مکانهای مختلف به دست آورند و آن را در اختیار کاهنان و مدعیان امور ماورائی قرار دهند. به همین دلیل گاهی کاهن اخباری را بیان میکند که برای مردم عادی شگفتآور به نظر میرسد، در حالی که این اطلاعات حاصل مشاهده و انتقال سریع خبر توسط اجنه است، نه دسترسی به عالم غیب.
در کنار این روش، یکی دیگر از راههایی که شیاطین برای دستیابی به برخی اخبار پنهان به کار میبرند، «استراق سمع» (شنود پنهانی) است. آنان میکوشند به آسمانها نزدیک شوند و از گفتگوهای ملائکه درباره برخی مقدرات و حوادث آینده، دزدانه گوشهای از خبرها را بشنوند.
قرآن کریم این صحنه را از زبان خود جنیان چنین نقل میکند:
(وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَصَدًا) (الجن: ۹)
«و اینکه ما پیش از این در جایگاههایی برای استراق سمع مینشستیم، اما اکنون هر کس بخواهد گوش فرا دهد، شهابی را در کمین خود مییابد.»
نظام تکوینی عالم به گونهای قرار داده شده است که به محض نزدیک شدن شیاطین برای سرقت اخبار آسمانی، با شهابهای سوزان رانده میشوند؛ چنانکه خداوند میفرماید:
(إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُبِينٌ) (الحجر: ۱۸)
«مگر آن کس که استراق سمع کند (و دزدانه گوش فرا دهد) که شهابی روشن او را تعقیب میکند.»
در این فرار و گریز، شیطان طردشده گاه تنها موفق میشود کلمهای یا بخش بسیار کوچکی از خبر را برباید و پیش از آنکه رانده شود، آن را با سرعت به همپیمانان زمینی خود ـ یعنی کاهنان ـ منتقل کند.
سه اصل مهم در مواجهه با کاهن و پیشگو
در مواجهه با پیشگویان و کاهنان باید به چند اصل مهم توجه داشت تا انسان فریب ظاهر سخنان آنان را نخورد و گرفتار دام فریب و اغواگری نشود.
- بخش قابل توجهی از سخنان این افراد اساساً «غیبگویی واقعی» نیست، بلکه نوعی کلیگویی و استفاده از همان ترفندهای روانی است که در جلد اول کتاب جادوی مدرن در بحث حربههای دعانویسان به آن اشاره شد. آنان معمولاً جملاتی بیان میکنند که به گونهای تنظیم شده است که بر افراد بسیاری قابل تطبیق باشد؛ سخنانی مانند اینکه «در زندگیات شخصی حسود وجود دارد»، «مدتی است با مانعی در کارها روبهرو شدهای» یا «در آینده نزدیک تغییر مهمی برایت رخ خواهد داد». اینگونه جملات به دلیل کلی بودن، در ذهن بسیاری از افراد قابل انطباق با شرایط شخصیشان است و همین امر باعث میشود مخاطب تصور کند کاهن از اسرار زندگی او آگاه است، در حالی که در حقیقت از یک فن قدیمی فریب روانی استفاده شده است.
- اگر در میان سخنان آنان گاهی مطلبی درست یا خبری مطابق با واقع نیز دیده شود، این اطلاعات بسیار محدود، پراکنده و ناقص است و هرگز نشاندهنده اشراف کامل بر زندگی انسان نیست. همانگونه که گفته شد، اگر خبری هم به دست آنان برسد معمولاً از طریق اجنه و به شکل ناقص و جزئی منتقل میشود. با این حال کاهن تلاش میکند با همان مقدار اندک اطلاعات، چنان سخن بگوید که گویی بر تمام زندگی انسان احاطه دارد و هیچ چیز از او پنهان نیست. این در حالی است که واقعیت کاملاً برعکس است؛ آنچه در اختیار آنان قرار میگیرد تنها قطعاتی پراکنده از اطلاعات است و نه تصویری کامل از حقیقت.
- این گونه ادعاها در بسیاری از موارد با گذشت زمان رسوا میشود. هنگامی که پیشگوییها محقق نمیشود یا وعدههایی که دادهاند به نتیجه نمیرسد، به تدریج پوچی این ادعاها آشکار میگردد. تاریخ و تجربههای فراوان نیز نشان میدهد که بسیاری از مدعیان پیشگویی و کهانت پس از مدتی با آشکار شدن دروغها و خطاهایشان اعتبار خود را از دست دادهاند.
بنابراین کسی که با بصیرت به این مسئله نگاه کند، درمییابد که پیشگوییهای کاهنان نه تنها راهی برای کشف حقیقت نیست، بلکه اغلب آمیزهای از کلیگویی، اطلاعات ناقص و فریبکاری است که دیر یا زود بیاعتباری آن آشکار خواهد شد.
تصدیق کاهن=کفر
به دلیل همین ریشههای شیطانی و ایجاد وابستگی به قدرتهای پوشالی، اسلام مراجعه به کاهنان را به شدت تحریم کرده و آن را هممرز با کفر میداند. پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) میفرمایند:
(مَنْ أَتَى كَاهِناً أَوْ عَرَّافاً فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ) (بحارالأنوار، ج۳، ص۲۸۳)
«هر کس نزد کاهن یا پیشگویی برود و سخن او را تصدیق کند، قطعاً به آنچه بر محمد (ص) نازل شده، کافر گشته است.»
۲. سِحر؛ همپیمانی با شیاطین برای تخریب
دومین مصداق تاریک و مخرب از بهرهگیریهای ممنوعه، سحر و جادو است. اگر کهانت برای «خبرگیریِ دزدانه» است، سحر با هدفِ «تأثیرگذاریِ تخریبی» بر زندگی انسانها (مانند ایجاد محبتِ کاذب، جدایی میان زن و شوهر، بیماری یا گره انداختن در کارها) انجام میشود. سحر، صریحترین نوعِ جهتگیری به سوی عوامل غیرالهی است.
نقش اجنه در سازوکار سِحر
بسیاری از افراد گمان میکنند که ساحران با نیروی ذاتیِ خود، همه اعمال خارقالعاده را انجام میدهند؛ اما در حقیقت، «جادوگریِ واقعی» در بسیاری از موارد بدون به کارگیری و تسخیر اجنه و شیاطین امکانپذیر نیست. جادوگران با انجام اعمالی کفرآمیز، نجس و خلافِ فطرت انسانی، سعی میکنند توجه اجنه را جلب کرده و از قدرت آنها برای مقاصد خود استفاده کنند.
نکتهی بسیار مهم در این فرآیند آن است که جادوگران هرگز نمیتوانند با جنیانِ عاقل، فهیم و مؤمن ارتباط برقرار کنند. جنیانِ صالح به هیچوجه به ندای یک ساحرِ فاسد پاسخ نمیدهند. بنابراین، ساحرانِ حرفهای تنها قادرند با ضعیفترین، پستترین و شرورترین جنیان (یعنی شیاطینِ کافر) همپیمان شوند.
نتیجهگیری
بهرهگیری از اجنه، چه در قالبِ کهانت برای پیشگویی و چه در قالبِ سحر برای دستکاری در هندسهی زندگیِ انسانها، هر دو ورود به منطقهی ممنوعهی الهی است. این مسیر، فریبی بزرگ است که با وعدهی قدرت و آگاهی آغاز میشود، اما خیلی زود با برملا شدنِ پوچیِ اخبارِ کاهنان و نابودیِ آرامشِ جادوگران توسط اجنهی شرور، به کابوسی بیبازگشت مبدل میگردد. انسانی که در پناهِ ذکر خدا، تقوا و توکل زندگی میکند، هیچ نیازی به این قدرتهای تاریک ندارد و هیچ سحر و شیطانی نمیتواند به حصارِ امنِ ایمانِ او نفوذ کند.