مرزهای ارتباط؛ حریمهای ممنوع و مجاز
مرزهای ارتباط؛ حریمهای ممنوع و مجاز
۱. اصل عدم مداخله
چرایی ممنوعیت شرعی و تکوینی ورود انسان به عالم اجنه
نظام آفرینش بر پایه هندسهای دقیق و حکیمانه استوار است. خداوند متعال، انسان و جن را در یک سیاره جای داده، اما برای جلوگیری از اصطکاک و هرجومرج، میان آنها حجاب و پردهای تکوینی قرار داده است. این حجاب باعث میشود که هر گروه در مدار طبیعی حیات خویش حرکت کند. قرآن کریم درباره این مرزبندی طبیعی و پنهان بودن جنیان از دید انسان میفرماید:
(إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ) (سوره اعراف، آیه ۲۷)
قطعا او و قبیلهاش شما را از آنجا که شما آنها را نمیبینید، میبینند.
بر اساس این مرزبندی تکوینی، شرع مقدس اسلام هرگونه تلاش برای شکستن این مرز و ورود به عالم اجنه (از طریق احضار، تسخیر و جادو) را به شدت ممنوع کرده است. ورود به عالمی که با ابزارهای ادراکی و ساختار وجودی انسان همخوانی ندارد، موجب اختلال در نظام زندگی هر دو طرف میشود. اجنه و شیاطین به خودیِ خود آزادی عمل و اجازه ندارند که در زندگی انسانها دخالت کنند یا به حریم عقل و قلب آدمی مسلط شوند؛ مگر آنکه خود انسان از روی کنجکاویهای خطرناک، گناهان بزرگ یا اعمال ساحرانه، حریمشکنی کرده و دروازههای زندگیاش را به روی آنها باز کند. بنابراین، اصل اول در نظام خلقت، «اصل عدم مداخله» و احترام به مرزهای تعیینشده از سوی پروردگار است.
۲. رؤیت و مشاهده
تفاوتِ «دیدار اتفاقی» با «تلاش عمدی برای احضار»
یکی از پرتکرارترین مسائل درباره اجنه، مسئله دیدن آنهاست. در اینجا باید میان دو پدیده کاملاً متفاوت تفکیک قائل شد: اول، تلاش عمدی و برنامهریزیشده برای دیدن جن؛ و دوم، رؤیت اتفاقی و ناخواسته.
تلاش برای احضار و دیدن اجنه از نظر معارف اسلامی به شدت مذموم است. کسی که قصد میکند جنیان را ببیند، ناچار است قوای خیال و نفس خود را در مسیری غیرطبیعی تحت فشار بگذارد. این کار اثرات به شدت مخربی بر روان انسان دارد. اما گاهی ممکن است انسانی بدون هیچ قصد قبلی و بدون انجام اوراد و اعمال خاص، در شرایطی با تجسم یافتن اجنه مواجه شود. در این حالت دوم، چون انسان حریمشکنی نکرده، گناهی متوجه او نیست و آسیبی نیز از ناحیه تقصیر خود دریافت نمیکند.
تذکر: خدمتگزاری اجنه برای خوبان عالم
با وجود ممنوعیتِ اکیدِ احضار و تسخیر اجنه، در تاریخ اسلام و در زندگی ائمه اطهار (علیهمالسلام) و برخی علمای بزرگ، مواردی از ارتباط با جنیان دیده میشود. در اینجا ممکن است شبههای ایجاد شود که اگر ارتباط ممنوع است، چرا چنین تماسهایی وجود داشته است؟
پاسخ در تفاوت ماهویِ «ارتباطِ شیطانی و تسخیر» با «خدمتگزاریِ داوطلبانه» نهفته است. انسان کامل و اولیای الهی، به دلیل رسیدن به درجات بالای تقوا و مقام خلیفةاللهی، در نظام هستی مرکزیت دارند. جنیان مؤمن که مانند انسانها دارای تکلیف، دین و مذهب هستند، مقام این انسانهای الهی را میشناسند و کاملاً داوطلبانه برای یادگیری معارف دین، رفع مشکلات شرعی یا عرض ارادت، به محضر آنان میرسند.
در این حالت، آن عالم یا امام معصوم هیچگاه برای کشاندن جن به عالم ماده اوراد نمیخواند و طلسمی به کار نمیبندد. این ارتباط یکطرفه و از سوی خود جن است. در روایات معتبر شیعه به این موضوع اشاره شده است؛ چنانکه امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
(إِنَّ إِخْوَانَكُمْ مِنَ الْجِنِّ يَأْتُونَّا فَيَسْأَلُونَّا عَنْ حَلَالِهِمْ وَ حَرَامِهِمْ) (الكافي، ج۱، ص۳۹۴)
همانا برادران جنی شما نزد ما میآیند و از حلال و حرام خود از ما میپرسند.
در کتاب «سفینةالصادقین» آمده است: «جناب آیت الله شیخ مرتضی طالقانی – استادِ مرحوم علامه محمدتقی جعفری- می فرماید تصمیم گرفتم در مسجد سهله چله بگیرم، و چون دیدم وقت ندارم برای خود غذای گوشتی تهیه کنم بنا را بر آن گذاشتم که غذای حیوانی نخورم. چند روز گذشت؛ در حالی که در حجره تنها بودم متوجه شدم یک نفر كنارم نشسته است، کمی جا خوردم! گفت آقای شیخ مرتضی نترس، چون شما تصمیم گرفتید حیوانی نخورید ما جنّیان می توانیم به شما نزدیک شویم. من از اجنّه هستم، آمده ام خدمت شما كارهایتان را انجام دهم، و با هم رفیق می شوند. اتفاقاً یكی از خانواده های نجف، از اعراب بادیه نشین خدمت حاج آقا شیخ مرتضی آمد و گفت؛ مدتی است به داخل خانه ی ما سنگ پرتاب می كنند، هر چه نگاه می كنیم هیچ كسی نیست، فقط سنگ می زنند، اگر می شود كاری بكنید. آقای شیخ مرتضی از جنّی كه با او رفیق شده بودند می خواهند كه بگو به خانه این بنده خدا سنگ نزنید، آن ها هم به دستور آقا دیگر سنگ نمی زنند، گویا عصبانیت آن ها از آن شخص باقی بوده و به همین جهت بعد از رحلت آقا، دوباره سنگ می زدند».
3. تسخیر اجنه
بازیِ دو سر باخت
ورود به دالانهای تاریکِ تسخیر و ارتباط با اجنه، یکی از خطرناکترین لغزشگاههای بشر در طول تاریخ بوده است. این عمل که در بیشتر موارد توسط ساحران، جادوگران و کاهنان انجام میشود، ریشه در طمعِ انسان برای دستیابی به قدرتهای پنهان، ثروت یا آگاهی از اسرار دیگران دارد. اما حقیقتِ تسخیر، برخلاف افسانههای فریبنده، نه پادشاهی بر عالم غیب، که ورود به یک باتلاقِ هولناک است.
در منطق قرآنی و روایی، تسخیر اجنه به هر شکلی که باشد، تجاوز به حریمِ خلقت و خروج از دایرهی بندگی خداوند است.
قرآن کریم با زیباترین و دقیقترین تعابیر، پوچ بودن و خسرانِ این ارتباط را به تصویر کشیده است. در روز قیامت، خداوند هر دو گروه (انسانهای طمعکار و جنیانِ فریبکار) را جمع کرده و پرده از این بازیِ دو سر باخت برمیدارد:
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ ۖ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا ۚ قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۗ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ(سوره انعام، آیه ۱۲۸)
«و روزی که همه آنان را محشور میکند، (میفرماید:) ای گروه جنیان! شما از انسانها سوءاستفادهی فراوان کردید (و پیروان زیادی یافتید). و دوستانِ آنها از میان انسانها میگویند: پروردگارا! برخی از ما از برخی دیگر بهرهمند شدیم (ما از قدرت آنها و آنها از اطاعتِ ما) و به پایانی که برای ما مقرر کرده بودی رسیدیم. [خدا] می گوید: آتش، جایگاه شماست، در آن جاودانه اید، مگر آنکه خدا نجات شما را بخواهد؛ یقیناً پروردگارت حکیم و داناست.»
در این آیه، خداوند میفرماید که جایگاهِ هر دو گروه آتشی است که در آن جاودانه خواهند بود. این آیه صراحتاً نشان میدهد که تمام این تسخیرات و ارتباطات، چیزی جز یک «استمتاع» (بهرهوریِ زودگذر و فریبنده) نیست که در نهایت، هم جن و هم انسان را به درهی بدبختی و عذاب ابدی پرتاب میکند.