دایره قدرت اجنه
دایره قدرت اجنه
شناخت دقیق و مبتنی بر منابع وحیانی از میزان قدرت و تواناییهای اجنه، مانع از افتادن انسان در دام خرافات و بزرگنمایی قدرت شیاطین میشود. خداوند متعال این موجودات را از آتش لطیف خلق کرده و به مقتضای خلقتشان، توانمندیهای خاصی در عالم ماده به آنها داده است. در ادامه، ابعاد قدرت اجنه و محدودیتهای آنها را در پنج محور اصلی بررسی میکنیم:
۱. توانایی انجام کارهای شاق و فیزیکی
اجنه به دلیل ساختار وجودی خاص خود، دارای قدرت فیزیکی بالایی در عالم ماده هستند و میتوانند کارهای بسیار سنگینی که از توان انسان عادی خارج است را انجام دهند. در دوران پیامبری حضرت سلیمان (ع)، خداوند گروهی از جنیان قدرتمند را مسخر ایشان کرد تا در ساخت و سازهای عظیم مشارکت کنند:
«يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِنْ مَحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَاسِيَاتٍ» (سوره سبأ، آیه ۱۳)
برای او هر چه میخواست از بناهای بلند و مجسمهها و کاسههایی بزرگ مانند حوضچهها و دیگهای محکم و ثابت میساختند.
یکی از نمونههای بارز این قدرت، توانایی جابهجایی اجسام بسیار سنگین است. در ماجرای احضار تخت بلقیس (ملکه سبأ)، یکی از جنیان قدرتمند ادعای شگفتانگیزی در جابهجایی این تخت عظیم میکند:
«قَالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ» (سوره نمل، آیه ۳۹)
عفریتی از جن گفت: من آن را پیش از آنکه از جای خود برخیزی نزد تو میآورم و من بر این کار توانا و امینم.
این آیه به صراحت نشان میدهد که برخی از اجنه (عفاریت) قدرت فیزیکی خیرهکنندهای برای حمل اشیاء بزرگ در فواصل بسیار طولانی دارند.
۲. سرعت جابجایی
علاوه بر قدرت فیزیکی، سرعت انتقال و حرکت اجنه در عالم ماده بسیار فراتر از قوانین معمول فیزیکی برای انسان است. آنها میتوانند مسافتهای طولانی را در زمان بسیار کوتاهی طی کنند.
همانطور که در آیه ۳۹ سوره نمل ذکر شد، عفریت جن زمان لازم برای آوردن تخت بلقیس از یمن به شام را «پیش از برخاستن سلیمان از مجلس» تخمین زد که نشاندهنده سرعت فوقالعاده اوست.
با این حال، این سرعت هرچند شگفتانگیز است، اما همچنان در حصار «زمان» قرار دارد. بلافاصله در آیه بعد، خداوند قدرت انسان کامل (آصف بن برخیا) را به تصویر میکشد:
«قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ» (سوره نمل، آیه ۴۰)
کسی که دانشی از کتاب داشت گفت: من آن را پیش از آنکه چشم بر هم زنی نزد تو میآورم.
این تقابل قرآنی نشان میدهد که با وجود سرعت بالای اجنه، قدرت روحانی انسانِ متصل به علم الهی، در وضعیتی «بیزمان» و با سرعتی غیرقابل قیاس عمل میکند.
۳. دیده نشدن و انجام کارهای پنهانی
یکی از ویژگیهای ذاتی اجنه که مایه ترس یا حیرت انسانها میشود، نامرئی بودن آنها در حالت عادی است. واژه «جن» در لغت نیز به معنای پوشیده و پنهان است.
قرآن کریم نیز صراحتاً به این ویژگی اشاره میکند:
«إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ» (سوره اعراف، آیه ۲۷)
همانا او [شیطان] و قبیلهاش شما را از آنجا که آنها را نمیبینید، میبینند.
این ویژگی باعث میشود اجنه بتوانند بدون جلب توجه، اشیائی را جابهجا کنند یا کارهایی انجام دهند که برای انسانهای ناآگاه، به عنوان سحر، معجزه یا اتفاقات ماورائیِ غیرقابل توضیح تلقی شود.
۴. مجسم شدن فیزیکی و رؤیتپذیری
با وجود پنهان بودن در حالت طبیعی، اجنه قابلیت «تمثل» و تجسم یافتن در کالبدهای مادی را دارند. آنها میتوانند در شرایط خاص یا در صورت احضار، به شکلهای مختلف مادی درآیند و دیده شوند.
در روایات متعددی به این موضوع اشاره شده است به عنوان مثال می توان به روایات رجوع اجنه به اهل بیت علیهم السلام برای پرسیدن حلال و حرام و یا روایات رجوع اجنه به امیرالمونین علیه السلام و امثال آن اشاره کرد(رجوع شود به الكافي، ج۱، ص۳۹۴) و هم چنین تجربه متعدد معتبر از دیده شدن اجنه موجود است.
آیت الله حسینی تهرانی در کتاب «نگرشی بر مقاله قبض و بسط تئوریك شریعت» نقل می کنند كه علامه طباطبایی«رحمه الله علیه» فرمودند: روزى آقا سيّد نور الدّين (آقازادۀ كوچك ايشان) در تهران كه بودم نزد من آمد و گفت: آقا جان، بحرينى در تهران است. مىخواهيد من او را فورا اينجا نزد شما بياورم؟! و آقاى بحرينى يكى از افراد معروف و مشهور در احضار جنّ، و از متبحّرين در علم أبجد و حساب مربّعات است. گفتم: اشكال ندارد.
سيّد نور الدّين رفت و پس از يكى دو ساعت آقاى بحرينى را با خود آورد و در مجلس نشست و سپس چادرى را آوردند و دو طرفش را به دو دست من داد و دو طرف ديگر را به دستهاى خود گرفت. و اين چادر كه بدست ما بود تقريبا بفاصلۀ دو وجب از زمين فاصله داشت. در اين حال جنّيان را حاضر كرد و صداى غلغله و همهمۀ شديدى در زير چادر برخاست، و چادر به شدّت تكان مىخورد كه نزديك بود از دست ما خارج شود، و من محكم نگاهداشته بودم.
و از طرفى آدمكهائى به قامت دو وجب در زير چادر بودند و بسيار ازدحام كرده بودند، و تكان مىخوردند، و رفت و آمد داشتند.
من با كمال فراست متوجّه بودم كه اين صحنه، چشمبندى و صحنهسازى نباشد. ديدم: نه، صددرصد وقوع امر خارجى است.
۵. استراق سمع از حقائق عالم
اجنه و شیاطین برای دسترسی به اخبار آسمانی و حقایق پنهان، تلاش میکنند تا به عوالم بالاتر نفوذ کرده و گوشفرا دهند. به این عمل «استراق سمع» (دزدانه گوش دادن) گفته میشود. قرآن کریم این تلاش ناکام و ناقص را چنین توصیف میکند:
«إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُبِينٌ» (سوره حجر، آیه ۱۸)
مگر کسی که دزدانه گوش فرا دهد، که شهابی روشن او را دنبال میکند.
امام صادق (ع) در روایتی میفرمایند شیاطین پیش از ولادت پیامبر اکرم (ص) به آسمانها میرفتند و اخباری را میدزدیدند، اما پس از آن با تیرهای شهاب رانده شدند (امالی صدوق، ص ۲۸۵). اخباری که آنها امروزه از این طریق به دست میآورند، همواره ناقص و تکهپاره است و آنها این اخبار محدود را با دهها دروغ مخلوط کرده و به کاهنان و جادوگران منتقل میکنند.
6. تأثیرات اجنه شیطانی بر ادراک و رفتار انسان
از مجموعه آیات قرآن چنین فهمیده میشود که شیطان میتواند در حدی محدود بر ذهن و رفتار انسان اثر بگذارد. قرآن در توصیف حال رباخواران میفرماید: «الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ» (البقرة: ۲۷۵)؛ ترجمه: «کسانی که ربا میخورند برنمیخیزند مگر مانند برخاستن کسی که شیطان در اثر تماس خود او را آشفته و دچار اختلال کرده است.» در این تعبیر، انسانی که تعادل خود را از دست داده و رفتاری آشفته دارد، به فردی تشبیه شده است که تحت تأثیر «مسّ شیطان» قرار گرفته است. این بیان نشان میدهد که در برخی موارد ممکن است نوعی آشفتگی در رفتار انسان با اثرگذاریهای شیطانی ارتباط داشته باشد، هرچند این تأثیر به معنای سلطه مطلق و دائمی شیطان نیست.
با این حال، قرآن به روشنی تأکید میکند که چنین اثرگذاریای تنها زمانی امکان مییابد که انسان خود زمینه آن را فراهم کند و از دایره ایمان و پناه الهی فاصله بگیرد. گناهان بزرگ میتوانند همچون گشودن دری برای نفوذ شیاطین عمل کنند؛ چنانکه در آیه ربا نیز همین گناه سنگین زمینه چنین تشبیهی را فراهم کرده است. در مقابل، اگر انسان در دایره ایمان باقی بماند و بر خدا توکل داشته باشد، شیطان هیچ سلطه و آسیبی بر او نخواهد داشت. خداوند میفرماید: «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» (النحل: ۹۹)؛ ترجمه: «همانا او [شیطان] بر کسانی که ایمان آوردهاند و بر پروردگار خود توکل میکنند هیچ تسلطی ندارد.» بر اساس این اصل قرآنی، شیطان تنها در حد وسوسه و در شرایطی که انسان خود زمینه را فراهم کرده باشد میتواند اثر بگذارد، اما در برابر ایمان، تقوا و توکل حقیقی، قدرتی برای آسیب رساندن ندارد.