۴. طهارت باطنی
۴. طهارت باطنی
تصور کنید پیشرفتهترین و گرانقیمتترین گوشی هوشمند جهان را در دست دارید؛ دستگاهی که میتواند شما را در کسری از ثانیه به هر نقطهای از جهان متصل کند. اما اگر این دستگاه به اینترنت متصل نباشد یا باتری آن خالی شده باشد، آیا تفاوتی با یک تکه پلاستیک و فلزِ بیمصرف دارد؟
ابزارهای ماورائی الهی (مانند دعاها، حرزها، اذکار و توسلات) نیز دقیقاً همینگونهاند. آنها قدرتمندترین کدهای ارتباطی در نظام هستی هستند، اما برای عمل کردن و نشان دادنِ اثر شگفتانگیز خود، به یک «بستر پاک» و «انرژی خالص» نیاز دارند. این بستر، همان «طهارت باطنی» است و آن انرژی خالص، چیزی نیست جز «لقمه حلال».
بسیاری از افراد از عدم استجابت دعاهایشان یا بیاثر بودنِ اذکار و حرزها گلایه میکنند و میپرسند: «چرا با وجود اینکه فلان دعای معتبر را خواندم، نتیجهای نگرفتم؟» پاسخ این سؤال در بیشتر مواقع، در نوع زندگی و عملکرد خود ما نهفته است. نظام ماورائی الهی، یک سیستم هوشمند است که نمیتوان آن را فریب داد. نمیتوان با دستانی آلوده به گناه و دلی تاریک، درهای نورانیِ آسمان را کوبید و انتظار گشایش داشت.
الف) طهارت باطنی؛ شرط عبور از گیتهای آسمان
حداقلِ طهارت باطنی برای ورود به مدارِ فیض الهی، «انجام واجبات و ترک محرمات» است. گناه، شبیه به ایجاد یک اختلال شدید مغناطیسی در سیستم ارتباطی روح انسان با خداست. هر گناهی که از انسان سر میزند، لایهای از زنگار بر روی آینه دل مینشاند و قابلیت انعکاسِ نورِ الهی را از آن میگیرد.
قرآن کریم با یک تمثیل بسیار زیبا و مهندسیشده، رابطه میان دعای خوب و عملِ پاک را بیان میکند:
«إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ» (سوره فاطر، آیه ۱۰).
«کلمات پاکیزه (عقاید حق، ذکر و دعای خالص) به سوی او بالا میروند، و عمل صالح است که آنها را بالا میبرد».
دقت کنید! دعا و ذکر (کلم الطیب) به خودی خود میل به صعود دارد، اما نیروی محرکه و موتور پیشرانی که این دعا را به مقام استجابت میرساند، «عمل صالح» (انجام واجبات و دوری از گناه) است. اگر عمل صالح نباشد، دعا روی زمین میماند و قدرت پرواز پیدا نمیکند.
به همین دلیل است که امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در دعای بینظیر کمیل، با سوز و گداز از گناهانی که جلوی حرکت دعا را میگیرند به خدا پناه میبرد و میفرماید:
«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ» (مصباح المتهجد، ج ۲، ص ۸۴۴).
«خدایا! بیامرز برای من آن گناهانی را که (همچون زندانی تاریک) دعایم را حبس میکنند (و مانع رسیدن آن به آسمان میشوند)».
کسی که حقوق دیگران را پایمال میکند، به والدینش بیاحترامی میکند، یا در ادای فریضهای مانند نماز کاهل است، در واقع کانال ارتباطی خود را با مبدأ قدرت مسدود کرده است. در این حالت، حتی اگر بهترین حرزها را به بازو ببندد و طولانیترین دعاها را بخواند، تا زمانی که مانع (گناه) را برطرف نکند و توبه ننماید، جریانِ انرژیِ ماورائی در زندگیاش برقرار نخواهد شد.
ب) لقمه حلال؛ معماریِ سلولهای اجابت
در کنار طهارت عمومیِ اعمال، اسلام روی یک نقطه حساس و کلیدی تأکید ویژهای دارد که شاید بتوان آن را مهمترین رکن در اثربخشی امور ماورائی دانست: تغذیه و کسب درآمد.
لقمهای که انسان میخورد، تنها جسم او را نمیسازد، بلکه خونِ جاری در رگهای او و در نهایت، افکار، نیات و روح او را شکل میدهد. اگر این لقمه از مسیر نامشروع (ربا، کمفروشی، فریبکاری، رشوه یا حقالناس) به دست آمده باشد، مانند سمی مهلک، تمام سیستم معنوی فرد را فلج میکند. دعایی که از زبانی درآید که با غذای حرام تغذیه شده، هیچ بُردی در عالم ملکوت ندارد.
روزی شخصی نزد پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) آمد و عرض کرد: «دوست دارم دعایم مستجاب شود، چه کنم؟» پیامبر (ص) یک فرمولِ ساده اما بینهایت عمیق را به او معرفی کردند:
«طَهِّرْ مَأْكَلَكَ وَ لَا تُدْخِلْ بَطْنَكَ الْحَرَامَ» (عدة الداعي و نجاح الساعي، ص ۱۳۹).
«غذای خود را پاکیزه (و حلال) کن و هیچ لقمه حرامی را وارد شکمت نساز».
تأثیر لقمه حرام به قدری در عالم ماوراء مخرب است که نه تنها دعای همان لحظه، بلکه عباداتِ روزهای آینده فرد را نیز تحتالشعاع قرار میدهد. در روایتی تکاندهنده از پیامبر رحمت (ص) میخوانیم که چگونه یک لقمه حرام، سیستم دریافتِ فیض را تا هفتهها از کار میاندازد:
«مَنْ أَكَلَ لُقْمَةَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً» (بحار الأنوار، ج ۶۳، ص ۳۱۴).
«هر کس یک لقمه حرام بخورد، تا چهل شبانهروز نمازش پذیرفته نمیشود و تا چهل بامداد دعایش مستجاب نمیگردد».
(البته واضح است که اگر توبه کندو حقی که به گردنش هست را جبران کند قطعا دیگر این اثر باقی نخواهد ماند)
نتیجهگیری؛ همافزاییِ ماده و معنا
اگر میخواهیم از ظرفیتهای بینظیر ماورائی (از خواص شگفتانگیز تربت سیدالشهدا گرفته تا تأثیرات حرزهای اصیل و دعاهای مأثور) بهرهمند شویم، باید بدانیم که اینها «مکملِ» یک زندگیِ پاک و موحدانه هستند، نه «جایگزینِ» آن.
انسان نمیتواند در بازار سر مردم کلاه بگذارد، حق کارگرش را ندهد، یا در روابط اجتماعی حریمهای الهی را بشکند و سپس با خریدنِ یک انگشتر عقیق گرانقیمت یا خواندنِ یک ذکرِ خاص، انتظار معجزه و گشایش داشته باشد. خداوند سیستم هستی را بر مدار «عدالت» و «پاکی» بنا کرده است. هرچه ظرفِ وجودیِ انسان به واسطه ترک گناه و دقت در لقمه حلال، پاکتر و شفافتر باشد، دریافتِ او از تجلیاتِ رحمانی و امدادهای غیبی، سریعتر، قویتر و شگفتانگیزتر خواهد بود. طهارت باطنی، همان بلیطِ طلایی برای ورود به دنیای شگفتانگیزِ استجابت است.