نسخه عمومی حفاظت و درمان
نسخه عمومی حفاظت و درمان
در علم پزشکی، یک قانون طلایی وجود دارد که میگوید: «پیشگیری، همیشه بهتر، ارزانتر و کمآسیبتر از درمان است.» این قاعده در عالم ماوراء و مواجهه با امور ماورائی شیطانی نیز هزاران بار صادقتر است. ورود به چرخه درمانِ آسیبهای ماورائی و تسخیرات، مسیری فرساینده، زمانبر و پر از تنشهای روانی است؛ در حالی که ساختن یک سپر محافظتی، انسان را از گزند این آسیبها مصون میدارد.
در این بخش، بررسی میکنیم که چگونه میتوان سیستم ایمنیِ روحانیِ انسان را چنان ارتقا داد که هیچ آسیب ماورائی و هیچ اثر شیطانی نتواند از آن عبور کند. این سپر محافظتی بر سه پایه اصلی استوار است: تقویت باور توحیدی، مسدود کردن رخنهها با ترک گناه، و تجهیز به زرههای قرآنی و روایی.
پایه اول: تقویت روح و بُعد ایمانی
بزرگترین نقطه ضعف انسان در برابر آسیبهای ماورائی، «ضعف روحی»، «ترس» و «باور به قدرت مستقلِ نیروهای شیطانی» است. شیاطین از ضعف و ترسِ ما تغذیه میکنند و هرچه انسان بیشتر ضعیف باشد و بیشتر از آنها بترسد، سیطره آنها بر او بیشتر میشود. قرآن کریم برای نابود کردن این ضعف و ترس، یک اصل بنیادین را در قلب مؤمن میکارد: هیچ حادثهای در عالم رخ نمیدهد و هیچ آسیبی در جهان ماوراء اثر نمیکند، مگر با اذن تکوینی خداوند.
اگر انسان به این درک عمیق برسد که قدرتِ خداوند فوق تمام قدرتهای کیهانی و ماورائی است، سپر محافظتی او به صورت خودکار فعال میشود. خداوند در قرآن صراحتاً وعده داده است که شخصاً از حریم مؤمنان دفاع میکند:
«إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا» (سوره حج، آیه “۳۸”)
این دفاع الهی یک شعار نیست، بلکه یک قانون روحانی است. قرآن میفرماید که ابلیس و لشکریانش هیچ راه نفوذی بر قلبهای متصل به خدا ندارند:
«إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» (سوره نحل، آیه “۹۹”).
(چرا که او [شیطان] بر کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل میکنند، هیچ تسلطی ندارد.)
داستانی از قدرت روحی علامه طباطبائی ره
«آیت الله شبیری زنجانی نقل میکند، 70سال پیش، مرتاضی از هند به قم آمده بود و ادعاهای عجیبی داشت.از جمله اینکه میگفت میتوانم انسان ها را با نیروی روحم از زمین بلند کنم. تعدادی از مردم را بلند کرده بود. روزی امام موسی صدر به او گفت مرا بلند کن، ما با خود فکر کردیم سید موسی ذکری چیزی می گوید و جادوگری این مرتاض را باطل می کند. اما مرتاض کمی تلاش کرد و آقا موسی را با سینی حدود یک متر به هوا برد
ما سید موسی صدر را که جوانی نو خط بود سرزنش کردیم که چرا آبروی ماها را بردی؟ سید گفت: می خواستم طلسمش را بشکنم. ولی هر چه تلاش کردم گویی مرا بسته بودند و نمی توانستم از روی سینی به زمین بپرم، مرتاض را نزد استاد خود علامه طباطبایی بردیم.
برخی از ما که جمعی از شاگردان علامه طباطبایی بودیم، ناامید شده بودیم. وارد اتاق علامه شدیم. گفتیم که این مرتاض از هند آمده و کارهای خارق العاده می کند.
علامه فرمود: مثلا چه کارهایی؟ گفتیم مثلا انسان را روی هوا بلند می کند. هیچ تعجبی در علامه بر انگیخته نشد و فرمودند خب مرا بلند کند، من به نوشتن ادامه میدهم، او کار خودش را بکند.
مرتاض مقداری دم و دستگاهش را درآورد و اورادی میخواند و مدتی کارهایش طول کشید. علامه هم مشغول نوشتن. مدتی گذشت یک دفعه علامه سر خود را بالا آورد و نگاهی به مرتاض کرد و دوباره سرش را پایین انداخت.
مرتاض در هم شد اما دوباره ادامه داد. اوراد و اذکاری خواند، اداها و اطواری هم در میآورد. مدتی گذشت دوباره علامه سرش را لحظه ای بالا آورده و نظری به چشمان مرتاض انداخت و دوباره مشغول نوشتن شد.
مرتاض که آثار ناراحتی و عصبانیت در چهره اش موج می زد باز هم ادامه داد و این بار کارهایش بیشتر طول کشید. علامه بار سوم نگاهش را به او دوخت و اندکی طول داد. مرتاض پا شد و وسایل خود را جمع کرد و سراسیمه با حالت فرار بیرون رفت. رفتیم و از وی پرسیدیم چه شد؟ نتوانستی؟
با عصبانیت گفت من تمام نیروی خود را به کار گرفتم تا روح وی را تسخیر کنم و بعد او را از زمین بلند کنم ولی ایشان نگاهی به من کردند و تمام اورادم باطل شد. به علاوه نفوذ نگاهشان جوری بود که کم مانده بود قبض روح شوم. دفعه دوم کم مانده بود جان مرا بگیرد. دفعه سوم هر چه بلد بودم بکار بردم تا تسخیرش کنم ولی این بار جوری نگاه کرد که انگار کسی میخواهد خفهام کند. این بود که فهمیدم این روح را نمیتوان تسخیر کرد و خیلی عظمت دارد.
مرتاض که قدرت روحی یکی از پروردگان مکتب امام صادق علیه السلام را دیده بود همان شب از قم رفت و تمام برنامه هایش به هم ریخت.»(سایت علامه طباطبایی/آیت الله شبیری زنجانی)
پایه دوم: انجام واجبات و ترک محرمات
تصور کنید در یک قلعه فولادین و غیرقابل نفوذ پنهان شدهاید، اما با دست خودتان دروازه پشتی قلعه را برای دشمن باز میگذارید! «گناه» دقیقاً همین دروازه پشتی است.
نور محافظتیِ انسان که توسط فرشتگانِ حافظ ایجاد میشود، به شدت نسبت به تاریکیِ گناه حساس است. هر گناهی (از جمله لقمه حرام، ترک نماز، دروغ، غیبت، زنا و به ویژه ظلم به دیگران) مانند یک بمب، بخشی از این سپر نوری را متلاشی میکند و راه را برای ورود آسیبهای ماورائی و نفوذ شیاطین باز میگذارد.
قرآن کریم به زیبایی این مکانیزمِ خطرناک را توضیح میدهد و میفرماید اگر کسی از یاد خدا رویگردان شود، ما شیطانی را به او گره میزنیم که همدم او شود:
«وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ» (سوره زخرف، آیه “۳۶”).
بسیاری از افرادی که به شدت درگیر آسیبهای ماورائی میشوند، کسانی هستند که با انجام گناهان کبیره یا ترک واجبات (مانند ترک نماز)، فرشتگان محافظ را از خود دور کردهاند.
بنابراین، پیش از آویختن هرگونه حرز و دعایی به گردن، اولین و مهمترین گام پیشگیری، «توبه» و بازگرداندن سیستم ایمنی روح به حالت طبیعیِ آن از طریق رعایت تقواست.
پایه سوم: تجهیز به زرههای قرآنی و روایی
دستورات عمومی حفاظت
همانطور که در بخش سوم از فصل دوم کتاب به صورت مفصل درباره مکانیزم اثرگذاری دستورالعملهای عمومی حفاظت بحث شد، در اینجا به کاربرد اختصاصی این سلاحها برای پیشگیری از آسیبهای ماورائی شیطانی و تسخیرات میپردازیم. وقتی انسان با ایمانِ کامل و پرهیز از گناه، ظرفیت درونی خود را آماده کرد، حالا نوبت استفاده از زرههای خارجی است