مصداق اول: چشم زخم
مصداق اول: چشم زخم
آیا چشمزخم واقعیت دارد؟
چشمزخم، چشمخوردن یا “عین الحاسد” عبارتی است که در فرهنگهای مختلف جهان و از دیرباز وجود داشته است. بسیاری از ما داستانهایی از افرادی شنیدهایم که پس از دیده شدن توسط شخصی خاص یا مورد تحسین و حسادت قرار گرفتن، دچار بیماری، حادثه یا مشکلی در مال و زندگی خود شدهاند. اما آیا این پدیده صرفاً یک خرافه و باور عامیانه است یا حقیقتی در پس آن نهفته است؟ از منظر اسلام، چشمزخم یک واقعیت انکارناپذیر است که ریشه در نیروهای نامرئی و تأثیرات نفسانی دارد.
پیامبر اکرم (ص) به صراحت و با قاطعیت این موضوع را یک حقیقت مسلم دانستهاند. در کلامی مشهور از ایشان نقل شده است: الْعَيْنُ حَقٌّ یعنی: «چشمزخم حقیقت دارد.» (بحار الأنوار، ج ۶۰، ص ۱۷)
این کوتاهترین و در عین حال رساترین عبارت برای پایان دادن به هرگونه شک و تردید در این زمینه است.
امیرالمؤمنین علی (ع) نیز در نهج البلاغه میفرمایند: الْعَيْنُ حَقٌّ، وَ الرُّقَى حَقٌّ «چشمزخم حقیقت دارد و توسل به دعا و رُقیه (برای دفع آن) نیز حقیقت دارد.» (نهج البلاغه، حکمت ۴۰۰)
این کلام گهربار علاوه بر تأیید اصل موضوع، راه درمان آن را نیز که همان پناه بردن به ادعیه و اذکار الهی است، تأیید میکند.
برای درک این موضوع، ابتدا باید نگاهمان را از دنیای محدود مادی فراتر ببریم. همانطور که امواج رادیویی، اینترنت بیسیم و نیروی مغناطیس وجود دارند و با چشم دیده نمیشوند اما آثارشان کاملاً مشهود است، در این امور نیز نیروهایی وجود دارند که قابل اندازهگیری با ابزارهای مادی نیستند. روح و نفس انسان یکی از همین واقعیتهای غیرمادی است که میتواند تأثیرات مثبت و منفی بر خود و دیگران بگذارد.
چشمزخم چگونه عمل میکند؟
اساس چشمزخم، نیرویی است که از نفس انسان، بهویژه از نفس شخص حسود (حاسد) یا کسی که از دیدن نعمتی در دیگران به شدت شگفتزده (مُتعجِّب) میشود، سرچشمه میگیرد. این نگاه، که با حالتی از حسادت، کینه، یا حتی تحسین افراطی بدون یاد خدا همراه است، میتواند نوعی انرژی منفی را به سمت شخص یا دارایی مورد نظر ارسال کند و به اذن الهی، در آن اثر بگذارد.
مهمترین نکته در این بحث، اصل “توحید افعالی” است. در جهانبینی اسلامی، هیچ نیرویی مستقل از اراده و قدرت خداوند وجود ندارد. چشمزخم نیز یک “سبب” و علت در میان هزاران علت دیگر است، نه یک قدرت مستقل. همانطور که یک چاقو به خودی خود نمیبُرد و این خداوند است که خاصیت برندگی را در آن قرار داده، نفس انسان حسود نیز به خودی خود اثری ندارد، مگر آنکه خداوند بر اساس قوانین و سنتهای حاکم بر عالم، اجازه دهد تا این اثر منفی واقع شود. بنابراین، اعتقاد به چشمزخم به معنای شریک قرار دادن برای خدا نیست، بلکه به معنای پذیرش یکی از اسباب و علل غیرمادی در جهان هستی است که در نهایت، همه چیز تحت فرمان اوست.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به زیبایی این مسئله را تبیین میکند. ایشان می فرماید«:چشم زدن؛ نوعی از تأثیرات نفسانی است و دلیل عقلی بر نفی آن نداریم، بلکه حوادثی دیده شده که باچشم زدن منطبق هست، و روایاتی هم برطبق آن وارد شده، و با این حال دلیلی ندارد که ما آن را انکار نموده؛ بگوییم یک عقیده خرافی است.» (ترجمه تفسیر المیزان، ج 19، ص 648، ذیل آیه« و ان یکاد»)
ایشان معتقدند که نفوس انسانی دارای قدرتهای متفاوتی هستند و ارتباط و تأثیرگذاری میان ارواح و اجسام، امری ثابت شده است. برخی از نفوس قدرتی دارند که میتوانند با تمرکز و نگاه خود، تأثیرات فیزیکی در عالم خارج ایجاد کنند. این نگاه اگر از روی حسادت و بدخواهی باشد، اثر تخریبی خواهد داشت.
بنابراین، چشمزخم نه یک خرافه، بلکه حقیقتی است که در آموزههای دینی ریشه دارد و به ما یادآوری میکند که در کنار عالم مادی، عالم دیگری از نیروهای معنوی و نفسانی نیز در جریان است. پذیرش این واقعیت، به معنای افتادن در دام ترس و وحشت نیست، بلکه دعوتی است برای پناه بردن به قدرت لایزال الهی و استفاده از راهکارهایی که دین برای محافظت از ما در برابر این آسیبها ارائه کرده است. در واقع، این باور، ما را به تواضع، یاد خدا و پناه بردن به او در برابر شرارتهای پنهان، سوق میدهد.