موسسه اسم اعظم | بزرگترین و معتبرترین فروشگاه ادعیه مستند حرز امام جواد (علیه السلام)

۲. سحر تمریض و آسیب‌های جسمی و روانی

 

۲. سحر تمریض و آسیب‌های جسمی و روانی

نوع دوم، «سحر تمریض» یا جادوی بیماری‌زا است. در این حالت، هدف جادوگر ایجاد اختلال در سلامت جسمی یا روانی فرد است. شخصِ تسخیر شده یا آسیب‌دیده، دچار دردهای شدید معده، سردردهای میگرنی مزمن، فلج موقت اعضا، ریزش غیرطبیعی مو یا افسردگی‌های حاد و میل به خودکشی می‌شود؛ در حالی که با مراجعه به پزشکان متخصص و انجام آزمایش‌های متعدد، هیچ علت پزشکی و فیزیکی برای بیماری او یافت نمی‌شود.

داستان نزول معوذتین (سوره فلق و ناس):

یکی از مشهورترین داستان‌های روایی در مورد آسیب‌های جسمی سحر، ماجرای «لبید بن اعصم» یهودی است. در کتب روایی آمده است که این ساحر یهودی، با استفاده از موانع و گره‌هایی (سحر عقد)، تلاش کرد تا پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را بیمار کند. اثر این سحر، تنها در حد یک ضعف جسمانی و احساس سنگینی در بدن پیامبر ظاهر شد (و هرگز بر عقل، قلب و مقام وحیانی ایشان اثری نداشت، چرا که پیامبران در عصمت کامل الهی هستند).

در این هنگام، جبرئیل نازل شد و جایگاه طلسم را (که در چاهی پنهان شده بود) به پیامبر نشان داد و سوره‌های «فلق» و «ناس» برای ابطال این سحر نازل گردید.

با خواندن هر آیه از این سوره‌ها، یکی از گره‌های طلسم باز می‌شد و پیامبر احساس سبکی می‌کردند.[1] این داستان نشان می‌دهد که سحر می‌تواند به لحاظ فیزیکی بر انسان اثر بگذارد، اما کلام الهی، پادزهر قطعی آن است.

 

[1]   تفسير فرات  ,  جلد۱  ,  صفحه۶۱۹:

تَفْسِيرُ اَلْفُرَاتِ ، عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْعَلَوِيِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو اَلْخَزَّازِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عِيسَى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: سَحَرَ لَبِيدُ بْنُ أَعْصَمَ اَلْيَهُودِيُّ وَ أُمُّ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْيَهُودِيَّةُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَعَقَدُوا لَهُ فِي إِحْدَى عَشْرَةَ عُقْدَةً وَ جَعَلُوهُ فِي جُفٍّ مِنْ طَلْعٍ ثُمَّ أَدْخَلُوهُ فِي بِئْرٍ بِوَادٍ بِالْمَدِينَةِ فِي مَرَاقِي اَلْبِئْرِ تَحْتَ حَجَرٍ فَأَقَامَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لاَ يَأْكُلُ وَ لاَ يَشْرَبُ وَ لاَ يَسْمَعُ وَ لاَ يُبْصِرُ وَ لاَ يَأْتِي اَلنِّسَاءَ فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَنْزَلَ مَعَهُ اَلْمُعَوِّذَاتِ فَقَالَ لَهُ يَا مُحَمَّدُ مَا شَأْنُكَ قَالَ مَا أَدْرِي أَنَا بِالْحَالِ اَلَّذِي تَرَى قَالَ فَإِنَّ أُمَّ عَبْدِ اَللَّهِ وَ لَبِيدَ بْنَ أَعْصَمَ سَحَرَاكَ وَ أَخْبَرَهُ بِالسِّحْرِ وَ حَيْثُ هُوَ ثُمَّ قَرَأَ جَبْرَئِيلُ بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ `قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ اَلْفَلَقِ

فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ذَاكَ فَانْحَلَّتْ عُقْدَةٌ ثُمَّ لَمْ يَزَلْ يَقْرَأُ آيَةً وَ يَقْرَأُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ تَنْحَلُّ عُقْدَةٌ حَتَّى قَرَأَهَا عَلَيْهِ إِحْدَى عَشْرَةَ آيَةً وَ اِنْحَلَّتْ إِحْدَى عَشْرَةَ عُقْدَةً وَ جَلَسَ اَلنَّبِيُّ وَ دَخَلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَأَخْبَرَهُ بِمَا أَخْبَرَهُ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ قَالَ اِنْطَلِقْ وَ اِئْتِنِي بِالسِّحْرِ فَجَاءَ بِهِ فَأَمَرَ بِهِ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَنَقَضَ ثُمَّ تَفَلَ عَلَيْهِ وَ أَرْسَلَ إِلَى لَبِيدٍ وَ أُمِّ عَبْدِ اَللَّهِ فَقَالَ مَا دَعَاكُمْ إِلَى مَا صَنَعْتُمَا ثُمَّ دَعَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلَى لَبِيدٍ وَ قَالَ لاَ أَخْرَجَكَ اَللَّهُ مِنَ اَلدُّنْيَا سَالِماً قَالَ وَ كَانَ مُوسِراً كَثِيرَ اَلْمَالِ فَمَرَّ بِهِ غُلاَمٌ فِي أُذُنِهِ قُرْطٌ قِيمَتُهُ دِينَارٌ فَجَذَبَهُ فَخَرَمَ أُذُنَ اَلصَّبِيِّ وَ أَخَذَهُ فَقُطِعَتْ يَدُهُ فِيهِ .

–

در تفسير الفرات:بسندى تا امير المؤمنين عليه السّلام كه لبيد بن اعصم يهودى و امّ‌ عبد اللّٰه يهودى براى رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله جادو ساختند در يازده گره و آن را ميان پوسته گل خرما نهادند و در چاهى ميان يكى از دره‌هاى مدينه زير سنگى سپردند كه پله چاه بود،و پيغمبر از خوردن و نوشيدن و شنيدن و دويدن و نزديكى با زنان واماند. و جبرئيل آمد و سوره معوّذتين را آورد و گفت:اى محمّد چه شده است تو را گفت:نميدانم،حالم اين است كه مى‌بينى گفت:ام عبد اللّه و لبيد بن اعصم تو را جادو كردند،و آن را بوى گزارش داد و جاى آن را وانمود،آنگه جبرئيل خواند: « بِسْمِ‌ اَللّٰهِ‌ اَلرَّحْمٰنِ‌ اَلرَّحِيمِ‌`قُلْ‌ أَعُوذُ بِرَبِّ‌ اَلْفَلَقِ‌   »،رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله و سلم آن را خواند و يك گره باز شد،و پيوسته او خواند و رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله و سلم خواند و گره باز شد تا يازده آيه خواند و يازده گره باز شد و پيغمبر برخاست نشست امير المؤمنين عليه السّلام آمد و آنچه را جبرئيل گفته بود بوى باز گفت و فرمود برو و جادو را بياور و آورد و پيغمبر آن را شكست و بر آن تف كرد،و لبيد و ام عبد اللّه را خواست و فرمود:براى چه اين كار را كرديد و بر لبيد نفرين كرد كه خدايت تن درست از دنيا بيرون نبرد. گويد:مردى توانگر بود و پسر بچه‌اى كه گوشواره‌اى با ارزش يك اشرفى داشت بوى گذر كرد و لبيد گوشواره‌اش كشيد و گوشش را دريد،و پيغمبر او را دستگير كرد و بجرم دزدى دستش را بريد