اقسام تسخیر
اقسام تسخیر
تسخیر، این پدیده شوم، عموماً در دو قالبِ «تسخیر به زور» و «معامله و همکاری» رخ میدهد که پایانِ هر دوی آنها، تباهی قطعی است.
۱. تسخیر به زور
ظلمی که با انتقام پاسخ داده میشود
گاهی ساحران با استفاده از اوراد، طلسماتِ شیطانی و انجام اعمالِ شنیع (مانند توهین به مقدسات)، به قدرتهای کثیفی دست مییابند که میتوانند اجنهی ضعیفتر را به بند کشیده و آنها را به زور وادار به انجام خواستههای خود کنند.
از منظر شرع مقدس، اجنه نیز مانند انسانها موجوداتی دارای اختیار، شعور و تکلیف هستند. بردهداری و به بند کشیدن یک موجودِ مختار، از بزرگترین مصادیق «ظلم» است و خداوند در قرآن به صراحت میفرماید: (وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ) (سوره آل عمران، آیه ۵۷).
اما این ظلمِ ساحرانه، هرگز بیپاسخ نمیماند. اجنهای که به زور تسخیر شدهاند، کینهای عمیق و آتشی از خشم نسبت به شخصِ تسخیرکننده در دل میپرورانند. آنها دائماً در کمین هستند تا در اولین فرصت، و به محض آنکه ساحر دچار ضعفِ جسمی، پیری یا غفلت شود، مهار را پاره کرده و وحشتناکترین انتقامها را از او و حتی خانوادهاش بگیرند. به همین دلیل است که پایانِ زندگیِ اکثر ساحران، با جنون، بیماریهای لاعلاج، فقر مطلق و مرگهای زجرآور همراه است.
آقای ایوبی قائنی در کتاب «سفینةالصادقین» قضیه ای را نقل می کنند از فردی که چند جن در اختیار داشت و از این طریق بقیه را مورد آزار و اذیت قرار می داد ، در یک غافلگیری همان جن ها او را خفه کردند.
۲. توهم تسخیر(معامله با شیاطین اجنه)
شکل دوم و رایجترِ این ارتباط، از طریق «معامله و همکاری» است. فردِ ناآگاه تصور میکند که توانسته جنیان را به خدمتِ خود درآورد، در حالی که در واقع، این خودِ اوست که تسخیر شده است!
باید دقت داشت که «اجنهی مؤمن و صالح»، هرگز به دعوتِ ساحران و مدعیانِ ارتباط پاسخ نمیدهند؛ زیرا آنها مطیعِ فرمان خدایند و میدانند که ورود به دنیای انسانها حرام است. بنابراین، آن دسته از جنیان که در این مجالس حاضر میشوند، منحصراً «شیاطین» و اجنهی کافر، فاسق و بدجنس هستند.
شیاطین هرگز خدماتِ خود را رایگان ارائه نمیدهند. آنها در ابتدا با انجام کارهای کوچک (مثل پیدا کردن یک شیء گمشده یا دادن خبری از گذشته)، اعتماد شخص را جلب میکنند، اما در ازای آن، قدم به قدم او را به سمت گناهان بزرگ، کفر، و دوری از یاد خدا میکشانند. شیطان تا انسان را به بدترین منجلابهای اخلاقی و اعتقادی نکشاند، او را رها نخواهد کرد. رهایی از دامِ این شیاطین پس از ورود به این معاملهی کثیف، بسیار سخت و در بسیاری از مواقع نشدنی است؛ مگر آنکه عنایتِ ویژهی الهی شامل حال فرد شود.
روایت یک نجات
شخصی با استفاده از برخی کتابهای ممنوعه و اوراد ناشناخته، پای اجنه را به زندگی خود باز کرد. به تدریج توانست کارهایی خارقالعاده انجام دهد؛ کارهایی که برای مردم عادی شبیه «کرامت» جلوه میکرد. او نیز با تکیه بر همین امور غیرعادی، ادعای کرامت میکرد و کمکم بسیاری از مردم محلهاش به او ارادت پیدا کردند و او را انسانی صاحب حال و صاحب کرامت میپنداشتند.
در همان ایام، یکی از اولیای الهی برای تبلیغ و ارشاد مردم به آن منطقه آمده بود. برخی از اهالی محله نزد او رفتند و از آن مرد سخن گفتند و اظهار کردند که در اینجا فردی زندگی میکند که کارهای خارقالعاده انجام میدهد و گویا اهل کرامت است. آن ولیّ خدا پس از شنیدن این سخنان فرمود: «به او بگویید بیاید تا او را ببینم.»
اما پیش از آن، اجنهای که با آن مرد در ارتباط بودند به او هشدار داده بودند و گفته بودند: «این مرد الهی که به اینجا آمده قصد دیدن تو را دارد؛ مبادا نزد او بروی.» این هشدار در حقیقت از ترس شیاطین از مواجهه با اهل ولایت سرچشمه میگرفت.
با این حال، آن مرد که در درون خود از این وضعیت رنج میبرد و راه نجاتی میجست، سرانجام در فرصتی پنهانی و در یک موقعیت شبانه خود را به آن ولیّ خدا رساند. وقتی به حضور او رسید، با حالی شکسته و آشفته لب به اعتراف گشود و گفت:
«این کارهایی که انجام میدهم حقیقتاً کرامت نیست. آنها مرا مجبور کردهاند به مقدسات توهین کنم. حتی مرا وادار کردند قرآن را در اتاقم همراه با نجاسات دفن کنم و بر روی آن بنشینم تا بتوانم این کارهای خارقالعاده را انجام دهم.»
این اعتراف پرده از حقیقتی تلخ برمیداشت؛ اینکه بسیاری از کارهایی که در ظاهر شبیه کرامت جلوه میکنند، گاه حاصل ارتباطهای آلوده و پیمانهای تاریک با شیاطیناند. سرانجام آن مرد به لطف نفس گرم و توجه الهیِ آن ولیّ خدا، از این اسارت هولناک رهایی یافت و با توبه و بازگشت به خداوند توانست خود را از دام شیاطین نجات دهد.
ماجرایی از این دست نشان میدهد که در برابر قدرت و فریب شیاطین، تنها پناهگاه امن برای انسان، ایمان راستین، تقوا و تمسک به اولیای الهی است.
استثنای بینظیر: تسخیرِ الهی سلیمان (ع)
تنها موردی که در تاریخ به عنوان تسخیرِ مطلق و بدون آسیبِ اجنه شناخته میشود، ماجرای حضرت سلیمان (علیهالسلام) است. اما باید مرزی پررنگ میانِ «جادوگری» و «معجزهی الهی» رسم کرد.
تسخیرِ اجنه و شیاطین توسط حضرت سلیمان، هرگز از طریق اورادِ ساحران یا معامله با شیاطین نبود. خداوند متعال برای اثباتِ اینکه «قدرتِ ایمان و ولایتِ الهی بر تمامیِ قدرتهای پیدا و پنهانِ عالم چیره است»، به عنوان یک معجزه، شیاطین را به غل و زنجیرِ فرمانِ سلیمان درآورد. قرآن کریم برای پاک کردن دامنِ این پیامبر بزرگ از اتهامِ جادوگری میفرماید:
(وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَٰكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ…) (سوره بقره، آیه ۱۰۲)
و سلیمان (هرگز دست به سحر نیالود و) کافر نشد؛ ولیکن شیاطین کفر ورزیدند که به مردم سحر میآموختند.
این معجزه، اختصاص به آن پیامبرِ الهی داشت (رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي) (سوره ص، آیه ۳۵) و پس از ایشان، پروندهی تسخیرِ حلال و الهی بسته شد.
در نتیجه، هرگونه ادعایی در زمانِ حال برای تسخیر اجنه، قطعاً ریشه در سحر، کهانت و انحراف دارد و سرانجامی جز تباهیِ دنیا، تاریکیِ قلب و خسرانِ آخرت به همراه نخواهد داشت.