چشمزخم در قرآن و روایات
چشمزخم در قرآن و روایات
موضوع «چشمزخم» یا شورچشمی، از دیرباز در میان جوامع بشری مطرح بوده است. قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و اهلبیت (علیهمالسلام) نیز به روشنی به واقعیت چشمزخم و راههای مقابله با آن اشاره کردهاند و این موضوع را از یک باور عامیانه، به یک حقیقت دینی و علمی در ساحت تأثیرات نفسانی ارتقا دادهاند.
چشمزخم در قرآن
اگرچه کلمه «چشمزخم» به صورت لغوی در قرآن نیامده است، اما آیاتی وجود دارد که مفسران بزرگ، با تکیه بر شأن نزول و روایات، آنها را مستقیماً به این پدیده مرتبط دانستهاند. در قرآن کریم سه آیه شاخص وجود دارد که هر یک به نحوی بیانگر مسئله شورچشمی است:
آیه اول: تلاش برای آسیب به پیامبر (ص)
مشهورترین آیه در این زمینه، در سوره قلم است. خداوند متعال میفرماید:
«وَ إِنْ یَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ…» (سوره قلم، آیه ۵۱)
ترجمه: «نزدیک بود کافران با چشمانشان تو را به زمین بزنند (چشم بزنند)، چون آیات قرآن را شنیدند.»
در شأن نزول این آیه آمده است که کوتهنظران قریش، جمعی را که به حسد و بدچشمی شهرت داشتند، اختیار کردند تا به پیامبر (ص) ضربه بزنند. بدچشمی این جماعت به گونهای بود که اگر یکی از آنان حیوانی را میدید و میگفت «چه نیکو است و تا به حال نظیر آن را ندیدهام»، فوراً آن حیوان به زمین میافتاد. این گروه به اصرار قریش به درب مسجد آمدند و در حالی که پیامبر (ص) قرآن میخواند، به ایشان نگریستند و گفتند: «چه با فصاحت سخن میراند و چه زیباست، هرگز مانند او را ندیدهایم». در این حال جبرئیل بر پیامبر (ص) آیه «إِنْ یَکادُ» را نازل کرد و حضرت با خواندن آن از خطر محفوظ ماندند.
آیه دوم: تدبیر حضرت یعقوب (ع)
دومین آیهای که میتوان از آن چشمزخم را برداشت کرد، آیه ۶۷ سوره یوسف است. آنگاه که برادران یوسف برای دومین بار آماده حرکت به سوی مصر شدند، پدرشان حضرت یعقوب (ع) به آنها سفارشی کرد و فرمود که از یک دروازه وارد شهر نشوند، بلکه از دروازههای مختلف وارد شوند.
«وَقَالَ يَا بَنِيَّ لَا تَدْخُلُوا مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ»
«و گفت: ای پسرانم! [در این سفر] از یک در وارد نشوید بلکه از درهای متعدد وارد شوید، و البته من [با این تدبیر] نمی توانم هیچ حادثه ای را که از سوی خدا برای شما رقم خورده از شما برطرف کنم، حکم فقط ویژه خداست، [تنها] بر او توکل کرده ام، و [همه] توکل کنندگان باید به خدا توکل کنند.»
عدهای از مفسرین معتقدند علت این دستور این بود که برادران یوسف هم از جمال و زیبایی برخوردار بودند و هم قامتهای رشیدی داشتند؛ لذا پدر نگران بود که با ورود دستهجمعی، مورد چشمزخم مردم قرار گیرند.
آیه سوم: پناه بردن به خدا از شر حسود
در سوره فلق، خداوند دستور به پناه بردن از شرور میدهد و در آیه پایانی میفرماید:
«وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذَا حَسَدَ» (سوره فلق، آیه ۵)
ترجمه: «و از شر حسود آنگاه که حسد ورزد.»
علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان ذیل این آیه مینویسند: «بعضی از مفسرین گفتهاند: این آیه شامل چشم زدن افراد شورچشم نیز میشود، چون چشم زدن ناشی از نوعی حسد درونی است. شخص حسود وقتی چیزی را ببیند که در نظرش بسیار شگفتآور و بسیار زیبا باشد، حسدش تحریک شده، با همان نگاه، زهر خود را میریزد.»
چشمزخم در روایات
سنت و کلام معصومین (ع) این حقیقت قرآنی را با جزئیات بیشتری تبیین کرده و بر آن مهر تأیید زدهاند. علامه مجلسی (ره) پس از بررسی روایات و کلمات علما در این باره نتیجه میگیرد:
«و بالجملة لایمکن إنکار ذلک رأساً…» (بحارالأنوار، ج ۶۰، ص ۱۷)
ترجمه: «انکار موضوع چشمزخم به طور کلی، ممکن نمیباشد، به خاطر شواهد عینی، و آیاتی از قرآن، و روایات.»
در ادامه متناسب با هر بخش روایات مخصوص هر بخش را خواهیم آورد.
چشمزخم در سیره اهلبیت (ع)
در حدیثی آمده است که روزی جبرئیل (ع) بر پیامبر (ص) نازل شد و حضرت را غمگین مشاهده کرد. وقتی علت را جویا شد، پیامبر (ص) فرمودند: «ناراحتیام به خاطر آن است که به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) چشم زدهاند.»
«إِنَّ الحَسَنَین أَصابَتهُمَا عَینٌ» (بحارالانوار، ج ۹۵، ص ۱۳۲، حدیث ۱۲)
جبرئیل (ع) فرمود: «ای محمّد (ص) چشمزخم واقعیت دارد، پس آن دو را با این جملات تعویذ فرما.» (در ادامه دعایی برای دفع چشمزخم به پیامبر آموخت که در بخش درمان خواهیم آورد).