موسسه اسم اعظم | بزرگترین و معتبرترین فروشگاه ادعیه مستند حرز امام جواد (علیه السلام)

۱. ادعیه، اذکار و اوراد

 

۱. ادعیه، اذکار و اوراد

: فرق دعا، ذکر و ورد چیست؟

در بازار داغ رمالی و جادوی مدرن، شیادان همیشه با کلمات بازی می‌کنند تا مفاهیم را پیچیده و ترسناک جلوه دهند. اما در مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، الفبای ارتباط با عالم غیب بسیار روشن، زیبا و حساب‌شده است. برای ورود به این مسیر، اول باید سه کلمه‌ی کلیدی را درست بشناسیم:

دعا؛ بیدار کردن قدرت خلیفة‌اللهی

خیلی‌ها فکر می‌کنند دعا یعنی اینکه ما مثل موجوداتی ضعیف و بیچاره، گوشه‌ای بنشینیم و از خدای قدرتمند چیزی گدایی کنیم. اما حقیقت خیلی باشکوه‌تر از این حرف‌هاست! انسان در نگاه خداوند، ارزشمندترین موجود هستی و نماینده‌ی (خلیفه) او روی زمین است. وقتی شما دعا می‌کنید، در واقع در حال باز کردن ظرفیت‌های درونی‌تان برای دریافت قدرت و صفات الهی هستید.

خداوند، تمام ارزش و وزن ما را به همین دعا گره زده و می‌فرماید بگو پروردگارم برای شما ارجی قائل نیست اگر دعایتان نباشد: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» (الفرقان: 77). برای همین است که پیامبر مهربانی‌ها (صلی‌الله‌علیه‌وآله) دعا را مغز و هسته مرکزی بندگی می‌دانند و می‌فرمایند دعا مغز عبادت است: «الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَةِ» (بحار الأنوار، ج 90، ص 300). از طرفی، در دنیایی که پر از خطرات مادی و معنوی است، امام رضا (علیه‌السلام) این ابزار را برنده‌ترین سلاح معرفی کرده‌اند: بر شما باد به سلاح پیامبران؛ پرسیدند سلاح پیامبران چیست؟ فرمودند دعا: «عَلَيْكُمْ بِسِلَاحِ الْأَنْبِيَاءِ فَقِيلَ وَ مَا سِلَاحُ الْأَنْبِيَاءِ قَالَ الدُّعَاءُ» (الكافي، ج 2، ص 468).

ذکر؛ روشن کردن چراغ در اتاق تاریک

اگر دعا «درخواست کردن» است، ذکر «توجه کردن و به یاد آوردن» است. ذهن ما در طول روز درگیر هزاران مشغله‌ی مادی می‌شود و در تاریکیِ غفلت فرو می‌رود؛ ذکر مثل روشن کردن چراغی است که ما را دوباره به مدار نورانی خدا برمی‌گرداند. جالب‌ترین قانونِ ذکر این است که کاملاً دوطرفه کار می‌کند! خداوند در یک قرار عاشقانه می‌گوید پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ» (البقرة: 152). امام باقر (علیه‌السلام) این قانون ماورائی را با این زیبایی توصیف می‌کنند که مؤمن پیوسته در حال نماز است تا زمانی که به یاد خداست… و خداوند متعال می‌فرماید: من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند: «لَا يَزَالُ الْمُؤْمِنُ فِي صَلَاةٍ مَا ذَكَرَ اللَّهَ… وَ اللَّهُ تَعَالَى يَقُولُ: أَنَا جَلِيسُ مَنْ ذَكَرَنِي» (الكافي، ج 2، ص 496).

ورد؛ برنامه تمرینی روح

دعانویس‌های تقلبی کلمه «ورد» را به طلسم‌های عجیب و غریب و کلمات نامفهوم تبدیل کرده‌اند. اما در فرهنگ لغت اصیل عرب، ورد به معنی سهمیه و برنامه‌ی منظم است: ورد، بخشی از شب است که انسان در آن نماز می‌خواند… و می‌گویند فلانی ورد خود را خواند: «الْوِرْدُ: الْجُزْءُ مِنَ اللَّيْلِ يُصَلِّي فِيهِ الرَّجُلُ… وَ قَدْ قَرَأَ وِرْدَهُ» (لسان العرب، ج 3، ص 458).

در عرفان اسلامی، ورد یعنی همان «برنامه منظم و سهمیه‌ی روزانه» شما از عبادت. وقتی شما تصمیم می‌گیرید هر روز صبح ۵۰ بار صلوات بفرستید، این می‌شود وِردِ شما. ورد، یک نظم‌دهنده به ارتباط ماورائی است تا روحمان به ارتباط با خدا عادت کند، نه یک فرمول جادویی برای دور زدن قوانین دنیا!

 

ما چگونه به منبع قدرت وصل می‌شویم؟

آیا با تکرار چند کلمه، اتفاقات عجیب در دنیا می‌افتد؟ آیا ارتعاش کلمات معجزه می‌کند؟ نه! مکانیزم اثرگذاری ذکر در عالم خیلی واقعی‌تر و عمیق‌تر از این توهمات است.

دوشاخه را به پریز بزن!

حقیقت ذکر این است: وقتی شما با تمام وجود به خدا توجه می‌کنید، در حال اتصالِ قلب خود به یک منبع بی‌نهایت قدرت هستید. در این حالت، اراده‌ی شما، در مسیر اراده‌ی خدا قرار می‌گیرد. اینجاست که معجزه رخ می‌دهد!

در یک حدیث قدسیِ بی‌نظیر، خداوند راز این قدرت‌نمایی را فاش می‌کند و می‌گوید: «وقتی بنده‌ای با عبادت به من نزدیک شود: تا آنجا که او را دوست بدارم، و چون او را دوست بدارم، گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود، و چشم او می‌شوم که با آن می‌بیند، و زبان او می‌شوم که با آن سخن می‌گوید، و دست او می‌شوم که با آن ضربه می‌زند؛ اگر مرا بخواند، اجابتش می‌کنم»: «حَتَّى أُحِبَّهُ، فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ، وَبَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ، وَلِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ، وَيَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا، إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ» (الكافي، ج 2، ص 352).

آرامشی از جنس کوه

یکی دیگر از معجزات ذکر، دادنِ ظرفیت و آرامشِ عمیق به انسان است؛ همان‌طور که قرآن می‌فرماید «آگاه باشید که تنها با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد»: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (الرعد: 28). این آرامش به معنای بی‌خیالی نیست؛ بلکه بالاترین سطح از تسلط بر مشکلات است. وقتی کسی مدام به یاد خدای بزرگ باشد، تمام مشکلات مادی در چشمش کوچک می‌شود؛ همان‌طور که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در وصف انسان‌های متقی می‌فرمایند: «آفریننده در جان‌هایشان بزرگ جلوه کرده، پس غیر او در چشم‌هایشان کوچک است»: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِمْ» (نهج البلاغة، خطبه 193).

پله‌های سه‌گانه ذکر؛ از زبان تا عمل

برای رسیدن به قله‌ی ارتباط با خدا، ما باید سه پله را طی کنیم. کسانی که فقط در پله‌ی اول می‌مانند، معمولاً از نتیجه نگرفتنِ دعاهایشان گلایه می‌کنند!

پله اول: ذکر زبانی (استارت زدن ماشین)

این پله، شروع ماجراست. زبان به نام خدا می‌چرخد تا موتورِ قلب را روشن کند. زبان وقتی به نام خدا می‌چرخد، مثل همان استارت اولیه است که دلِ خاموش را بیدار می‌سازد و ذهنِ پراکنده را به سوی یاد محبوب می‌کشاند. اهل معرفت گفته‌اند که ذکر زبانی اگرچه پایین‌ترین پله است، اما مقدمه است برای ورود به مراتب بالاتر.

پله دوم: ذکر قلبی (حرکت در مسیر)

اصل داستان از اینجا شروع می‌شود. ذکر قلبی یعنی شما حتی اگر ساکت باشید، در دلتان حضور خدا را حس می‌کنید. این همان باوری است که در تار و پودِ وجودتان ریشه دوانده است. قرآن نشانه آدم‌های باایمان را همین لرزش و بیداریِ دل می‌داند و می‌فرماید: «مؤمنان تنها کسانی هستند که چون نام خدا برده شود، دل‌هایشان می‌لرزد»: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ» (الأنفال: 2).

پله سوم: ذکر عملی (شاه‌کلید گشایش‌های ماورائی)

این پله، میوه و نتیجه‌ی قطعیِ پله‌ی قبلی است. محال است کسی در قلبش به یاد خدا باشد، اما در عمل کاری برخلاف میل خدا انجام دهد! اوجِ قدرتِ یک انسان مؤمن، در «ذکر عملی» خودش را نشان می‌دهد؛ یعنی وقتی سر یک دوراهی گیر می‌کند، وقتی در موقعیت گناه قرار می‌گیرد، یا وقتی باید بین حلال و حرام یکی را انتخاب کند، عملاً یاد خدا را پیاده می‌کند.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در بیان اهمیت این مرتبه می‌فرمایند: «ذکر دو گونه است: یاد خدا هنگام مصیبت (که ارزشمند است)، و برتر از آن، یاد خدا در هنگام روبرو شدن با چیزی است که خدا بر تو حرام کرده است»: «الذِّكْرُ ذِكْرَانِ: ذِكْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ، وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ ذِكْرُ اللَّهِ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْكَ» (الكافي، ج 2، ص 496).

امام صادق (علیه‌السلام) نیز حرف آخر را درباره بالاترین مرتبه ذکر این‌گونه می‌زنند: «از سخت‌ترین چیزهایی که خدا بر خلقش واجب کرده، یاد کردن بسیارِ خداست… سپس فرمودند: منظورم گفتنِ سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر نیست – هرچند این‌ها هم ذکر است – بلکه منظورم یاد کردن خدا هنگام روبرو شدن با حلال و حرام است؛ پس اگر طاعتی بود به آن عمل کند، و اگر معصیتی بود آن را رها کند»: «مِنْ أَشَدِّ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَى خَلْقِهِ ذِكْرُ اللَّهِ كَثِيراً… ثُمَّ قَالَ: لَا أَعْنِي سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ إِنْ كَانَ مِنْهُ، وَ لَكِنْ ذِكْرُ اللَّهِ عِنْدَ مَا أَحَلَّ وَ حَرَّمَ فَإِنْ كَانَ طَاعَةً عَمِلَ بِهَا وَ إِنْ كَانَ مَعْصِيَةً تَرَكَهَا» (الكافي، ج 2، ص 498).

اگر به دنبال بزرگترین تصرفات و گشایش‌های ماورائی در زندگی‌تان هستید، دنبال اوراد نامفهوم نگردید؛ قوی‌ترین کیمیا، همین ذکر عملی و چشم‌پوشی از حرام در بزنگاه‌های زندگی است. کسی که در عمل از گناه می‌گذرد، بزرگترین معجزات را با دست قدرت الهی در زندگی‌اش رقم می‌زند.

شرایط انتخاب و مداومت بر ذکر

بسیاری از افراد به دلیل سخت‌گیری‌های بی مورد یا ترس از عواقب اذکار، از شیرینی ارتباط با خدا محروم می‌شوند. در حالی که ارتباط با عالم ماوراء، بیش از آنکه به فرمول‌های پیچیده نیاز داشته باشد، به صفای باطن و استمرار نیاز دارد. در اینجا به سه نکته کلیدی برای انتخاب و مداومت بر اذکار می‌پردازیم:

۱. طهارت؛ لباسِ حضور (اما نه به قیمتِ ترکِ ذکر!)

قطعاً داشتن وضو و طهارت، نورانیت ذکر را چند برابر می‌کند و قلب را برای دریافت فیوضات آماده‌تر می‌سازد. اما مراقب باشید شیطان با وسواسِ طهارت، شما را از یاد خدا باز ندارد! این‌گونه نیست که اگر وضو نداشتید، ذکر گفتن بی‌فایده یا ممنوع باشد.

ذکر، غذای روح است و روح در همه حال به آن نیاز دارد. نباید تصور کنیم که برای یاد خدا حتماً و همیشه باید در بهترین شرایط جسمی یا دارای وضو باشیم. امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی بسیار زیبا به گفتگوی حضرت موسی (ع) و خداوند اشاره می‌کنند؛ حضرت موسی عرض کرد: پروردگارا! من گاهی در حالتی هستم که شأن تو را بالاتر از آن می‌دانم که در آن حال ذکرت را بگویم (کنایه از نداشتن طهارت یا بودن در مکان‌های نامناسب). خداوند متعال در پاسخ فرمود: «يَا مُوسَى اذْكُرْنِي عَلَى كُلِّ حَالٍ» (الكافي، ج 2، ص 496)؛ «ای موسی! مرا در هر حالی یاد کن». این یعنی در هر شرایطی (حتی بدون وضو، در حال راه رفتن یا کار کردن) می‌توان و باید به یاد خدا بود و از برکات ماورائی آن بهره‌مند شد. پس یاد خدا را به بهانه‌ی نداشتن وضو تعطیل نکنید؛ چرا که اصل، اتصال قلبی است.

۲. اذن استاد؛ از اذکار عام تا دستورالعمل‌های خاص

یکی از سوالات همیشگی این است که آیا برای ذکر گفتن اجازه لازم است؟ برای پاسخ به این سوال، باید بین دو دسته از اذکار تفاوت قائل شد:

  • اذکار عام و روایی: تمام اذکاری که در کتاب‌های معتبری مثل «مفاتیح‌الجنان» آمده و از زبان معصومین (علیهم‌السلام) صادر شده است، «اذنِ عام» دارند. یعنی خودِ امام که طبیبِ دوارِ روح است، این نسخه را برای همه پیچیده و تمام جوانب و آثار آن را در نظر گرفته است. وقتی شما ذکری را که روایت دارد می‌گویید، تحت حفاظت و ولایتِ خودِ اهل‌بیت هستید و هیچ آسیبی به شما نمی‌رسد.
  • مداومت بر اذکار خاص: اگر کسی بخواهد یک ذکر خاص (مثلاً یک اسم از اسما الهی) را با تعداد بسیار بالا و به صورت یک چله یا برنامه سنگینِ دائمی دنبال کند، اینجا مشورت با یک استادِ اهل شهود و مهذب نیاز است؛ زیرا هر ذکری مثل یک دارو است که باید با ظرفیت روحی فرد تناسب داشته باشد.

اما در این میان، دو ذکر استثنایی وجود دارد که تحت هر شرایطی، برای هر کسی و با هر تعدادی، نه تنها بی‌خطر، بلکه سراسر خیر و برکت است و نیاز به هیچ اذن خاصی ندارد: «صلوات» و «استغفار».

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره قدرتِ ماورائی صلوات می‌فرمایند: «الصَّلَاةُ عَلَيَّ نُورٌ عَلَى الصِّرَاطِ» (بحار الأنوار، ج 91، ص 64)؛ «صلوات بر من، نوری است بر روی پل صراط». همچنین درباره استغفار که گره‌گشای تمام بن‌بست‌های زندگی است، می‌فرمایند: «مَنْ أَكْثَرَ الِاسْتِغْفَارَ جَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْ كُلِّ هَمٍّ فَرَجاً وَ مِنْ كُلِّ ضِيقٍ مَخْرَجاً» (بحار الأنوار، ج 90، ص 281)؛ «هر کس استغفار زیاد کند، خداوند برای او از هر اندوهی گشایشی و از هر تنگنایی راه خروجی قرار می‌دهد».

۳. تناسب با ظرفیت روحی؛ رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

ارتباط با ماوراء، مسابقه‌ی سرعت نیست، بلکه تمرینِ بندگی است. نباید با انتخاب اذکار سنگین و طولانی، روح خود را خسته و دلزده کرد. امام علی (علیه‌السلام) در توصیه‌ای راهبردی می‌فرمایند: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً؛ فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ، وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ» (نهج البلاغة، حکمت 312)؛ «همانا دل‌ها را روی آوردن و روی گرداندنی است؛ پس هرگاه دل روی آورد (آمادگی داشت)، آن را به مستحبات وادارید، و هرگاه روی گرداند، به انجام واجبات بسنده کنید».

شرطِ اثرگذاری امور ماورائی، «مداومت» است نه «زیاد گفتنِ لحظه‌ای». یک ذکر کوچک که با حضور قلب و به صورت دائمی تکرار شود، بسیار قدرتمندتر از هزاران ذکری است که از روی خستگی و بی‌حوصلگی گفته شود.

خلاصه کلام اینکه: ذکر گفتن را برای خودتان پیچیده و سخت نکنید. تمام این آداب و شرایط، برای این است که شما راحت‌تر به خدا وصل شوید. اگر دیدید رعایت یک مستحب (مثل وضو گرفتن در یک شرایط سخت) دارد اصلِ ذکر را از بین می‌برد، وضو را رها کنید و به اصلِ ذکر بچسبید. هدف، بیدار ماندن قلب است، نه فقط چرخیدن زبان!

بررسی مهم‌ترین اذکار کاربردی

وقتی صحبت از اذکار و اوراد به میان می‌آید، ذهن بسیاری از افراد به سمت کلمات عجیب، نامأنوس یا دستورالعمل‌های سنگین و طاقت‌فرسا می‌رود. اما حقیقت این است که خداوند متعال و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در نظام ماورائی عالم، شاه‌کلیدهایی قرار داده‌اند که در عین سادگی و در دسترس بودن، عظیم‌ترین گره‌ها را باز می‌کنند. در مسیر بندگی و استفاده از این ظرفیت‌های ماورائی، هیچ نیازی به جستجوی اذکار خاص و ناشناخته نیست. تمام اذکاری که در کتاب‌های معتبری مانند «مفاتیح‌الجنان» برای ایام خاص، ماه‌ها یا تعقیبات نماز ذکر شده‌اند، چون ریشه در روایات دارند و از سرچشمه‌ی عصمت صادر شده‌اند، کاملاً امن و پربرکت هستند.

اما در میان این دستورات عام، دو ذکر طلایی وجود دارد که به عنوان اکسیر اعظم شناخته می‌شوند و برای همه افراد، در هر شرایطی، معجزه‌آسا عمل می‌کنند: «صلوات» و «استغفار».

صلوات؛ نور مطلق و برآورنده‌ی حاجات

ذکر صلوات بر محمد و آل محمد، از بالاترین اتصالات نوری و معنوی میان اذکار است. این ذکر، در واقع متصل کردن قطره‌ی وجودی خود به اقیانوس بی‌کران رحمت الهی است که به واسطه‌ی برترین مخلوقاتش در عالم جاری می‌شود. امام باقر یا امام صادق (علیهما‌السلام) درباره عظمت این ذکر می‌فرمایند: «أَثْقَلُ مَا يُوضَعُ فِي الْمِيزَانِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ» (قرب الإسناد، ص 14) «سنگین‌ترین چیزی که روز قیامت در ترازوی اعمال گذاشته می‌شود، صلوات بر محمد و اهل‌بیت اوست».

قدرت صلوات در دفع تاریکی‌ها و مشکلات به قدری زیاد است که علامه طباطبایی (ره)، مفسر بزرگ قرآن و عارف نامدار، توصیه‌ای بسیار زیبا و راهبردی در این باره دارند. ایشان می‌فرمودند: « هرگاه میان مشکلات قرار گرفتید سیل صلوات راه بیاندازید ، زیرا آن سیل حتما مشکلات رابا خود می برد». این یعنی وقتی هجوم سختی‌ها از هر طرف شما را احاطه کرده است، با پناه بردن به دژ محکم صلوات، یک جریان ماورائی قدرتمند برای خنثی کردن آن مشکلات ایجاد کنید.

استغفار؛ شستشوی روح و بازگشایی درهای بسته

استغفار، به ویژه با عباراتی نظیر «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ»، تنها برای پاک کردن گناهان ظاهری نیست؛ بلکه کلید حل مشکلات مادی و معنوی و رفع موانع ماورائی است. به بیان دیگر خیلی از موانع زندگی ما گناهان ماست که با استغفار آن موانع برطرف می شود. گاهی انسان در زندگی با گره‌های کوری مواجه می‌شود که هیچ دلیل ظاهری برای آن‌ها پیدا نمی‌کند. اینجاست که استغفار، موانع پنهانی که مانع نزول رحمت الهی شده‌اند را کنار می‌زند. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) در بیانی نورانی می‌فرمایند: «مَنْ أَكْثَرَ الِاسْتِغْفَارَ جَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْ كُلِّ هَمٍّ فَرَجاً وَ مِنْ كُلِّ ضِيقٍ مَخْرَجاً وَ رَزَقَهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» (وسائل الشيعة، ج 16، ص 71) «هر کس زیاد استغفار کند، خداوند برای او از هر غصه‌ای گشایشی، و از هر تنگنایی راه خروجی قرار می‌دهد و از جایی که گمان نمی‌برد روزی‌اش می‌دهد».

عارف باللّه، آیت‌الله بهجت (ره) تأکید بسیار عجیبی بر این ذکر داشتند. ایشان به مراجعین مختلفی که برای مشکلات مالی، ازدواج، بیماری یا گره‌های کاری مراجعه می‌کردند، مدام توصیه می‌فرمودند که استغفار کنید. ایشان معتقد بودند که استغفار، اگر با توجه و مداومت همراه باشد، تمام گره‌های کور زندگی را باز می‌کند و سد راه نزول بلاها می‌شود.

 

پرهیز از اذکار خاص؛ داروی تجویزی را سرخود مصرف نکنیم!

در کنار تأکید بر این اذکار عام و نورانی، یک هشدار بسیار مهم در نظام ماورائی وجود دارد. ما به هیچ وجه استفاده از اذکار خاص، سنگین و اعداد عجیبی که در برخی کتاب‌های عرفانی یا توسط افراد مختلف توصیه می‌شود را پیشنهاد نمی‌کنیم.

دلیل این امر کاملاً روشن است؛ اوراد و اذکار خاص، مانند داروهای تخصصی هستند. وقتی می‌خوانید فلان عالم بزرگ یا عارف نامدار، فلان ذکر را با عدد خاصی توصیه کرده است، باید بدانید که آن نسخه، منحصراً برای «شاگردان خاص» ایشان و متناسب با ظرفیت روحی، شرایط زندگی و سوابق عبادی همان فرد تجویز شده است. اگر انسان بدون داشتن استاد و ظرفیت لازم، به سراغ اذکار سنگین برود، نه تنها نتیجه‌ی مثبتی نمی‌گیرد، بلکه دچار عوارض و آسیب‌های ماورائی و روانی می‌شود.

مهم‌ترین و شایع‌ترین اثر مخرب این کار، «زدگی روحی» است. فردی که ظرفیت لازم را ندارد، با انجام این اوراد سنگین، پس از مدتی احساس خستگی شدید، فشار عصبی و تاریکی در قلب می‌کند و در نهایت، نه تنها آن ذکر، بلکه اصل دعا، عبادت و ارتباط با خدا را رها می‌کند. بنابراین، مسیر بندگی را با نسخه‌های عجیب و غریب پیچیده نکنید؛ با همان کلیدهای امن و امتحان‌پس‌داده‌ی «صلوات»، «استغفار» و دعاهای معتبر مفاتیح‌الجنان مأنوس شوید تا درهای رحمت الهی به روی شما باز شود.

دعا؛ قدرتمندترین ابزار تصرف در امور ماورائی

در نظام فکری و هندسه‌ی معرفتی اسلام، اگر بخواهیم تمام ابزارهای ماورائی، راهکارهای دفع شرور، جلب منفعت‌ها و گشایش‌ گره‌های کور را در یک مفهوم واحد خلاصه کنیم، همه آن‌ها به یک حقیقت واحد باز می‌گردند: «دعا». در واقع، حرزها، اذکار، تعویذات و تمامی دستورالعمل‌های معنوی، همگی مصادیق و شاخه‌هایی از درخت تنومند دعا هستند. دعا صرفاً یک کلام ساده یا ابراز نیازِ منفعلانه نیست؛ بلکه قدرتمندترین ابزار فعال برای تصرف در عالم ماوراء و ایجاد تغییرات بنیادین در نظام زندگی است.

دعا؛ سلاح استراتژیک مؤمن در نبرد با سختی‌ها

در رویارویی با مشکلات ظاهری و هجوم آسیب‌های پنهان و ماورائی، انسان بی‌دفاع نیست. خداوند متعال قدرتی در اختیار انسان قرار داده است که با استفاده از آن می‌تواند معادلات عالم را به نفع خود تغییر دهد. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) در بیانی بسیار دقیق، ماهیت این قدرت را این‌گونه توصیف می‌فرمایند: «الدُّعاءُ سِلاحُ المُؤمِنِ، وَ عَمودُ الدّينِ، وَ نورُ السَّماواتِ وَ الأَرضِ» (الكافي، ج 2، ص 468).

تعبیر «سلاح» نشان می‌دهد که مؤمن در میدان زندگی و در برابر تیرهای بلا، چشم‌زخم‌ها، گره‌های ماورائی و سختی‌ها، منفعل نیست. دعا شمشیر کشیده و سپر محکم انسان است که اگر با آداب و شرایط خود استفاده شود، هیچ نیروی شیطانی و هیچ مانع مادی نمی‌تواند در برابر آن مقاومت کند.

مهندسی قضا و قدر و مسئله‌ی «بداء»

یکی از شگفت‌انگیزترین کارکردهای دعا در عالم ماوراء، قابلیت مهندسی و تغییر «قضا و قدر» است. بسیاری از افراد تصور می‌کنند وقتی تقدیری برای آن‌ها نوشته شد یا بلایی حتمی گشت، دیگر هیچ راه فراری وجود ندارد. اما بر اساس مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، دعا می‌تواند حتی سرنوشتِ نوشته‌شده را پاک کند و مسیر تقدیر را تغییر دهد. این همان مفهوم مترقی «بَداء» در عقاید شیعه است؛ یعنی خداوند به واسطه‌ی یک عمل صالح یا یک دعای خالصانه، تقدیری را که از نگاه فرشتگان حتمی به نظر می‌رسید، تغییر داده و سرنوشت جدیدی رقم می‌زند.

امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی عجیب درباره قدرت اعجاب‌انگیز دعا در تغییر مقدرات حتمی می‌فرمایند: «الدُّعَاءُ يَرُدُّ الْقَضَاءَ بَعْدَ مَا أُبْرِمَ إِبْرَاماً» (الكافي، ج 2، ص 469). یعنی دعا، قضای الهی را برمی‌گرداند، حتی پس از آنکه محکم و قطعی شده باشد. این بدان معناست که با سلاح دعا، انسان می‌تواند در کارگاه آفرینش دخالت کرده و با اتصال به اراده‌ی پروردگار، تقدیر خود را از نو مهندسی کند و بلاهای حتمی را پیش از نزول، در آسمان متلاشی سازد.

جایگاه ادعیه مأثوره؛ سخن گفتن با زبان آسمان

حال که دریافتیم دعا قدرتمندترین ابزار تصرف ماورائی است، این سؤال پیش می‌آید که چگونه باید دعا کرد؟ آیا هر کلامی بالاترین اثر را دارد؟

قطعاً انسان می‌تواند با زبان ساده و مادری خود با خداوند سخن بگوید و نیازهایش را بخواهد که این امر بسیار زیبا و توصیه‌شده است؛ اما وقتی صحبت از عبور از لایه‌های پیچیده‌ی ماوراء، باز کردن گره‌های سخت و تصرف در قضا و قدر به میان می‌آید، باید از «ادعیه مأثوره» (دعاهایی که دقیقاً با همان کلمات از زبان معصومین صادر شده است) استفاده کرد.

ادعیه مأثوره تنها مجموعه‌ای از کلمات بی‌جان و ترکیب‌های ادبی در لابه‌لای صفحات کتاب‌ها نیستند؛ بلکه چون از جانِ مقدس و حیّ اهل‌بیت (علیهم‌السلام) صادر شده‌اند، مانند خود آن بزرگواران «زنده» و دارای حیات‌‌اند. این کلمات نورانی، کلامی منجمد در دل تاریخ نیستند، بلکه همچون چشمه‌ای جوشان و ابدی، آن‌به‌آن و تازه‌به‌تازه، نور حقیقت و معرفت را بر روح و جان انسان می‌تابانند و هر بار که خوانده می‌شوند، متناسب با ظرفیت وجودی فرد، گره‌ای از کار عالم ماده و معنا باز می‌کنند.

در واقع، این ادعیه ماهیتی هم‌تراز با اعجاز وحی دارند. همان‌گونه که قرآن کریم صرفاً یک کتاب معمولی نیست، بلکه حقیقتی زنده، تپنده و تجلی بی‌واسطه انوار الهی است، کلام معصومین در قالب دعا نیز تجلی همان انوار اما در مقام بندگی است. وقتی انسان یک دعای مأثور را می‌خواند، با کلماتی لب به سخن گشوده است که مستقیماً به مخزن علم و عصمت متصل‌اند و ارتعاشِ این کلماتِ زنده، حجاب‌های ماورائی را در هم می‌شکند و مسیر اجابت را در آسمان‌ها می‌گشاید.

بر همین اساس است که عارفان و عالمان بزرگ دین، نگاهی بسیار ژرف به مقوله دعاهای مأثور دارند. حضرت امام خمینی (ره) به نقل از استادِ عرفان خویش، مرحوم آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی (ره)، تعبیری بی‌نظیر در این باره دارند و ادعیه مأثوره را «قرآن صاعد» (قرآنِ بالا رونده) می‌نامند. ایشان می‌فرمایند: «قرآن کتاب نازل است که از آن جا نزول کرده است و ادعیه ائمه کتاب صاعد است، همان قرآن است رو به بالا می‏رود … کسی که بخواهد بفهمد که مقامات ائمه چی است، باید رجوع کند به آثار آنها، آثار آنها ادعیه آنهاست، مهمش ادعیه آنهاست و خطابه‏‌هایی که می‏خواندند …». (بیانات حضرت امام در جمع روسای سه قوه- ۱۹/ ۸/ ۶۶)این بدان معناست که همان‌طور که قرآن حقیقتی زنده است که از آسمان نزول یافته، دعای مأثور نیز حقیقتی زنده و آسمانی است که از زبان انسان کامل صعود می‌کند تا روح مؤمن و تقدیر او را با خود به عالی‌ترین درجات عروج دهد.

آداب و موانع استجابت

گاهی اوقات ساعت‌ها دست به دعا برمی‌داریم، ذکر می‌گوییم و چله می‌گیریم، اما انگار هیچ صدایی از آسمان نمی‌آید! در این مواقع، پیش از آنکه ناامید شویم یا گمان کنیم کسی ما را طلسم کرده است، باید به فرمول‌های عملیاتی استجابت و البته موانع آن نگاهی بیندازیم.

ما گاهی میان «استجابت» و «مصلحت» تفکیک قائل نمی‌شویم و انتظار داریم هرچه می‌خواهیم، در همان لحظه و با همان کیفیتی که در ذهن ماست، محقق شود. اما بیایید ببینیم چه چیزهایی موتور استجابت را روشن می‌کند و چه ترمزهایی مانع حرکت آن می‌شود.

بزرگ‌ترین سرعت‌گیر ماورائی: گناهان ما

در میان تمام عواملی که راه آسمان را می‌بندند، هیچ‌چیز به اندازه «گناه» قدرت تخریب ندارد. هر گناه دریچه‌ای به سوی تاریکی است و اثر ماورائی آن مستقیماً در کم‌برکتی و تیرگی قلب ظاهر می‌شود. گناه مانند یک عایق ضخیم، روی سیم‌های ارتباطی قلب ما با خدا می‌نشیند و اجازه نمی‌دهد جریان استجابت برقرار شود.

امام باقر (علیه‌السلام) در روایتی تکان‌دهنده این مکانیسم را چنین توضیح می‌دهند:

«إِنَّ الْعَبْدَ يَسْأَلُ اللَّهَ الْحَاجَةَ فَيَكُونُ مِنْ شَأْنِهِ قَضَاؤُهَا فَيُذْنِبُ الْعَبْدُ ذَنْباً فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِلْمَلَكِ لَا تَقْضِ حَاجَتَهُ وَ احْرِمْهُ إِيَّاهَا فَإِنَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطِي وَ اسْتَوْجَبَ الْحِرْمَانَ مِنِّي» (الكافي، ج ۲، ص ۲۷۱).

(بنده حاجتى از خدا می‌خواهد و اقتضاى الهی نیز برآوردنِ آن است؛ اما بنده گناهى مرتكب می‌شود. پس خداوند تبارك و تعالى به فرشته می‌فرماید: حاجتش را برآورده مكن و او را محروم ساز، زيرا او خود را در معرض خشم من قرار داد و مستوجب محروميت از سوى من شد).

بال‌های پرواز دعا: لقمه حلال و حضور قلب

برای اینکه دعای ما از سقف اتاقمان بالاتر برود، به دو بال قدرتمند نیاز دارد: پاکی جسم و بیداری روح.

پیامبر مهربانی‌ها (صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره شرط اساسی گیرایی دعا می‌فرمایند:

«مَنْ أَحَبَّ أَنْ يُسْتَجَابَ دُعَاؤُهُ فَلْيُطَيِّبْ مَطْعَمَهُ وَ مَكْسَبَهُ» (بحار الأنوار، ج ۹۰، ص ۳۷۳).

(هر كس دوست دارد دعايش مستجاب شود، بايد خوراك و كسبِ درآمدِ خود را پاك و حلال گرداند).

لقمه حلال، خونِ پاکیزه‌ای در رگ‌های روح جریان می‌دهد که نتیجه‌اش، «حضور قلب» است. دعایی که فقط با لرزش لب‌ها خوانده شود و قلب در بازارهای دنیا پرسه بزند، دعایی بی‌جان است.

شاه‌کلید آرامش: تفویض و اعتماد به مهربان‌ترین

اما شاید مهم‌ترین بخش ماجرا، نگاه ما به خداست. ما باید باور کنیم خدایی که صدایش می‌زنیم، هم داناست (می‌داند چه چیزی برای ما بهتر است)، هم تواناست (قدرت انجام هر کاری را دارد) و هم از خود ما به ما مهربان‌تر است! او عاشقانه دوست دارد خیر به بنده‌اش برسد.

اگر دعایی کردیم و به ظاهر مستجاب نشد، نباید به عشق و قدرت او شک کنیم. باید کار را به خودش «تفویض» و واگذار کنیم. امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در نامه‌ای زیبا به فرزندشان امام مجتبی (علیه‌السلام)، این راز بزرگ را فاش می‌کنند:

«رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّيْءَ فَلَا تُؤْتَاهُ وَ أُوتِيتَ خَيْراً مِنْهُ عَاجِلًا أَوْ آجِلًا أَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَكَ» (نهج البلاغة، نامه ۳۱).

(چه بسا چيزى را از خدا بخواهى و به تو داده نشود، اما دير يا زود بهتر از آن به تو داده شود، يا براى خير و صلاحت، آن خواسته از تو بازگردانده شود).

پس اگر دعایمان همان لحظه مستجاب نشد، لبخند بزنیم و در دل بگوییم: «خداوندا! حتماً یا همین را در بهترین زمان ممکن به من می‌دهی، یا سوپرایزِ بهتری برایم کنار گذاشته‌ای!». این همان حسن ظن و اعتماد شیرینی است که تمام گره‌های کور زندگی را با دست‌های نامرئیِ رحمت الهی باز می‌کند.

Big news weekly newsletter
Big news weekly newsletter
Get a helpful email every week by subscribing to our newsletter!
You can cancel your membership at any time!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 × 2 =