فصل اول: دعانویسی دقیقاً چیه و چی نیست؟
۱-۱. تعاریف را صاف و پوستکنده کنیم: دعا یا بیزینس؟
- بیایید قبل از هر چیز، تکلیفمان را با کلمات روشن کنیم. وقتی از «دعا» صحبت میکنیم و وقتی از «دعانویسی» (به معنای رایج بازاریاش) حرف میزنیم، دقیقاً داریم دربارهی دو مسیر کاملاً متضاد صحبت میکنیم، هرچند که ظاهری شبیه به هم داشته باشند.
ما در جهانی زندگی میکنیم که نیروهای نامرئی واقعیت دارند. هیچ عقل سلیمی نمیتواند وجود سحر و طلسم و انرژیهای منفی و… را انکار کند. اینها مثل ویروسها و باکتریها واقعیت دارند؛ دیده نمیشوند، اما میتوانند اثر بگذارند. اما سوال اصلی اینجاست: وقتی بیمار میشوید، راه درمان چیست؟
تفاوت دقیقاً در «منبع» است که شما برای حل مشکل به آن متصل میشوید:
دعا، اتصال به منبع اصلی قدرت است.
اما دعانویسی بازاری، تمسک به «غیر» است.
اینجا شما خدا را دور زدهاید. شما به جای اینکه از صاحبخانه کلید بخواهید، دارید سعی میکنید با دیلم و رشوه دادن به دزدها وارد خانه شوید. دعانویسی، تجارتِ ناتوانیِ شماست. در این مسیر، شما شأن انسانی خود را پایین میآورید و سرنوشتتان را به دست کاغذهایی میدهید که منشأ الهی ندارند.
خلاصه اینکه: دعا یعنی باز کردن پنجره رو به نور خورشید برای ضدعفونی کردن خانه؛ اما دعانویسی یعنی تاریک کردن خانه و دعوت از موجودات موذی برای خوردنِ آلودگیها. هر دو شاید موقتاً تغییری ایجاد کنند، اما اولی شما را زنده و قوی میکند و دومی خانه را روی سرتان خراب خواهد کرد
۱-۲. کالبدشکافی یک طلسم: جوهر، کاغذ و اعداد، یا نیروهای ماورایی؟
بیایید یکبار برای همیشه، با نگاهی جراحگونه و سرد، آن چیزی که «طلسم» نامیده میشود را زیر تیغ منطق ببریم. روی میز چه داریم؟ مقداری جوهر (شاید زعفران یا خون)، یک تکه کاغذ، فلز یا پوست، و مجموعهای از جداول، اعداد و اشکال هندسی عجیب.
- سؤال اساسی عقل این است: آیا این مادهی بیجان شعور دارد؟ آیا یک تکه کاغذ میفهمد که باید محبت شوهر شما را زیاد کند یا گره از کارتان باز کند؟ قطعاً خیر. ماده، کور و کر است. پس راز ماجرا کجاست؟
بر اساس دقیقترین نظریات حکمی و فلسفی ، تمامِ قدرتِ این بساط، در آن کاغذ نیست؛ بلکه در «نیروی اراده» نویسندهی آن است. این خطوط و جداول مرموز، در واقع کدهایی هستند برای متمرکز کردنِ نفسِ و نیرویِ نفس دعانویس. همانطور که یک ذرهبین به خودی خود نمیسوزاند، اما نور خورشید را در یک نقطه متمرکز میکند تا آتش به پا کند، این طلسمها هم ابزاری هستند تا ارادهی (اغلب شرور) یک انسان را روی زندگی شما متمرکز کنند.
تفاوت محصولات دینی معتبر (مثل حرزها) با این طلسمها در همینجاست: حرزهای اصیل، کلماتی هستند که از منبع مطلقِ قدرت (خداوند) صادر شدهاند و ذاتاً دارای اثر وضعی و نورانیت هستند اما طلسمهای دعانویسان، قائم به «نیروی ذهن محدود و ناقص» یک انسان است.
- وقتی شما از این کاغذها میترسید یا به آنها امید میبندید، در واقع دارید قدرتِ ارادهی خودتان را تسلیمِ ارادهی آن دعانویس میکنید. شما با باور کردنِ قدرتِ آن کاغذ، دروازهی قلعهی وجودتان را باز میکنید تا آن نیروی منفی وارد شود. راهحل، نابود کردن آن کاغذ نیست (هرچند لازم است)، راهحل اصلی، پس گرفتنِ قدرتِ ارادهتان است. هیچ طلسمی قویتر از انسانی نیست که به «مبدأ هستی» تکیه کرده و ارادهاش را مثل سپری فولادی در برابر نفوذ دیگران بالا گرفته است.
انتشار بدون لینک سایت مجاز نمی باشد.
✾•┈┈••✦••┈┈•✾
کانال موسسه فرهنگی اسم اعظم در ایتا، بله، روبیکا و تلگرام
herzeemamjavad
